
امروز مصادف با سالگرد صدور پيام تاريخي امام خميني و فردا روز ارتش جمهوري اسلامي ايران است .اين روز مبارک را به تمام ملت بزرگ ايران بخصوص فرماندهي کل قوا وارتشيان قهرمان تبريک و تهنيت مي گويم.
بيست و نه فروردين، مصادف با روز ارتش جمهوري اسلامي ايران و بزرگداشت حماسه آفريني هاي دلاور مردان نيروي زميني ارتش است. همزمان با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، ارتش رژيم شاهنشاهي که پيکره اصلي آن را جوانان برومند خانواده هاي مسلمان و اغلب مستضعف ايراني تشکيل مي داد، به نداي آسماني رهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (س) لبيک گفت و در نتيجه همصدا و همراه با امت در براندازي رژيم ستمشاهي وستيز بي امان با دشمنان داخلي و خارجي انقلاب برخاست و به عنوان نخستين بازوي توانمند نظامي انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوري اسلامي ايران تلاشهاي خستگي ناپذير و مستمري را با فداکاري و ايثار و در ابعاد مختلف آغاز کرد.
به همين مناسبت امام امت روز بيست و نه فروردين را به نام روز ارتش نامگذاري کرد. امام خميني (ره) روز پيوستن ارتش به مردم را با عبارت حکيمانه "لحظه شادي بندگان خدا و ياس ستمگران" نقطه عطف درخشان و افتخار آميز قلمداد فرمود.
با نگاهي گذرا به تاريخ خونبار انقلاب اسلامي در مي يابيم که از لحظه نخست پيروزي انقلاب، ارتش و ارتشيان، عشق و علاقه و ميل باطني خود را به حرکت ستم سوز و توفنده انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل(س) ابزار داشتند و در اثبات اين معنا فداکاريها، تلاشها و ايثارگريهاي بسياري به خرج دادند.
گسستن از رژيم فاسد و منفور پهلوي و پيوستن به اقيانوس ملت، بيعت با امام امت، درهم شکستن توطئه هاي گوناگون دشمن بويژه مقابله با ضد انقلاب، حضور گسترده، مستمر و چشمگير چندين ساله در عرصه هاي حماسه و شرف، حراست و دفاع از مرزهاي زميني، هوايي، دريايي و کيان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خود شاهدي صادق بر اين مدعاست.
در ماههاي خون و شهادت رهنمودهاي مدبرانه و حکيمانه رهبر فقيد انقلاب(س)، بر آگاهي دلاور مردان ارتشي در برابر ماهيت ضداسلامي و غير مردمي رژيم فاسد پهلوي افزود. در اين رهگذر فرمايشات"حضرت امام" وجدانهاي بيدار و فطرتهاي آلوده نشده ارتشيان را در سطوح مختلف به بيداري مي خواند و زمينه را براي پيوستن آنان به انقلاب اسلامي و ملت بپا خاسته ايران مهيا مي کرد.
اين سخنان گهربار که از اعماق وجود رهبري هوشمند و مشفق بر مي آمد لاجرم بر دلها مي نشست و محبت خود را در بين ارتشيان خداجوي مي گذاشت و بذ ر آگاهي و بيداري را در دلهاي مستعد و حنيف آنها مي افشاند.
فرار روز افزون نظاميان از پادگانها، استنکاف و خود داري از مقابله با مردم، رژه رفتن پرسنل نيروي هوايي در روز 19 بهمن در محضر امام خميني (ره)، سرپيچي از دستورات فرماندهان طاغوت، شرکت در خثني کردن کودتاي 21 بهمن 1357، بيعت با امام امت (ره) و پيوستن کامل به صفوف ملت در 22 بهمن و فرو ريختن دژهاي ستمشاهي و … از نتايج درخشان و ارزنده همان برخورد حکيمانه و خردمندانه حضرت امام (ره) در سال 1357 با ارتش بود.
با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي و تحول و دگرگوني در بنيادها و معيارهاي ارزشي جامعه، از مسائل مطرح در مجامع مختلف بخصوص نيروهاي مسلح اين بود که انقلاب اسلامي و رهبر انقلاب چه ديد گاهي نسبت به ارتش دارند و اصولاً در نظام اسلامي تکليف نيروهاي مسلح کنوني چيست؟
در چنين جو تاريک و مبهمي که در فضاي جامعه و بخصوص اذهان نظاميان به وجود آمده بود و دشمنان کمين کرده انقلاب و به تبعيت از آنان دوستان نا آگاه، نغمه شوم و خطرناک انحلال ارتش را سرداده بودند و ارتش در حساسترين شرايط حيات خود قرار گرفته بود، امام امت (ره) به عنوان بزرگترين حامي ارتش پاي در ميدان نهاد و نقشه شوم دشمنان انقلاب را نقش بر آب نمود و طي پيامي، با قاطعيت هرچه تمامتر، ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام، يکپارچگي و وحدت ارتش، فرمان تاريخي و مهمي را صادر فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف و مبارز ايران و فقهم الله تعالي؛ با اهدا سلام و سپاس از مجاهدت خستگي ناپذير شما ملت شجاع که اهداف مقدس اسلام را تا آستانه پيروزي رسانديد و دست خيانتگران داخلي و خارجي را به خواست خداي بزرگ قطع کرديد؛ لازم است به تذکرات زير توجه نماييد:
1ـ روز چهارشنبه 29 فروردين روز ارتش اعلام مي شود. ارتش محترم در اين روز در شهرستانهاي بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتيباني خود را از جمهوري اسلامي و ملت بزرگ ايران و حضور خود را براي فداکاري در راه استقلال و حفظ مرزهاي کشور اعلام نمايند.
2ـ ملت ايران موظفند از ارتش اسلامي استقبال کنند و احترام برادرانه از آنان بنمايند. اکنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامي است و ملت شريف لازم است آن را به اين سمت رسماً بشناسند و پشتيباني خود را از آنان اعلام نمايند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامي که حافظ استقلال و نگهبان آن است جايز نيست. ما و شما و ارتش برادرانه بايد براي حفظ و امنيت کشورمان کوشش کنيم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدين خاتمه دهيم.
3ـ افراد ارتش موظفند در داخل ارتش حفظ نظم و سلسله مراتب و ضوابط را بکنند. توجه ننمودن به اين مسائل موجب ضعف ارتش اسلامي مي شود و نظام را از هم مي پاشد. سربازان و درجه داران و افسران موظفند با ارتش به طور محبت و برادري رفتار نمايند و از ديکتاتوري که در رژيم طاغوت بود اجتناب نمايند. ارتش اسلامي بايد با حفظ سلسله مراتب و نظام صحيح اسلامي و اطاعت کامل زيردست از مافوق و رعايت کامل مافوق از زيردست، اداره شود تخلف از اين امر ضد انقلاب است و مورد مؤاخذه خواهد بود…
والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته
روح الله الموسوي الخميني
28 فروردين 1358
در دوران پر افتخار جنگ تحميلي هشت ساله نيز همواره نيروهاي جان بر کف ارتش جمهري اسلامي از خود افتخارات و دلاوري هاي بي شماري به جاي گذاشته اند که همچون گوهر درخشاني در تاريخ حماسه سازي هاي ملت مقاوم ايران ثبت شده است . رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز با تجليل از خدمات جاويدان ارتش جمهوري اسلامي وستايش از پايمردي هايشان همواره به عنوان مشوق و راهنماي هميشگي آنان عمل نموده اند. اين روز بزرگ بر همه حماسه آفرينان مبارک باد.
|

جهاد سازندگی نهادی انقلابی است که در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ به فرمان روحالله خمینی برای رسیدگی به مناطق محروم و دورافتاده ایران تاسیس شد.
اندیشه تاسیس جهاد سازندگی، نخستین بار، با عنوان طرح اعزام گروههای ۱۰ نفره دانشجوئی به مناطق محروم و با پیشنهاد یکی از اعضای هیات علمی دانشکده فنی دانشگاه تهران، مطرح شد. سپس، طرح موضوع به رهبر انقلاب ایران خمینی داده شد و او در ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ فرمان تشکیل جهاد را صادر کرد. افرادی همچون بهشتی از حامیان این حرکت مردمی و دانشجویی بود.
بعدها و پس از یک دوره آغازین، جهاد سازندگی به وزارتخانهای در دولت تبدیل شد و سرانجام با ادغام در وزارت کشاورزی، نام وزارت جهاد کشاورزی را بخود گرفت و منحل شد.
دلایل تاسیس
توسعه نیافتگی روستاها و آسیب دیدن تولید کشاورزی کشور و فقدان مدیریت کارآمد در رابطه با امور روستایی
تاریخچه
ایده ابتدایی تشکیل نهادی دانشجویی برای اداره مناطق بحرانی محروم و دورافتاده از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان، گنبد و ترکمن صحرا، مسجد سلیمان و خوزستان و چهارمحال و بختیاری و هدایت امور سیاسی و فرهنگی و فعالیتهای انقلابی و مردمی این مناطق با استفاده از امکانات ارتش در جلسه جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاههای پلی تکنیک، صنعتی آریامهر، دانشگاه تهران، دانشگاه ملی و دانشگاه علم و صنعت ایران با نخست وزیر وقت مهدی بازرگان مطرح شد. اولین نماینده این گروه دانشجویی محمدتقی امانپور انتخاب گردید که رابط این گروه دانشجویی با نخست وزیری بود. اولین گروهای اعزامی گروهای زیر بودند که تا تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۵۷اعزام شدند و به مدت سه ماه در این مناطق فعالیت کردند.
گروهای اعزامی
گروه اعزامی پلی تکنیک به سرپرستی محسن میردامادی و علی اکبر مهرفرد به کردستان.
گروه اعزامی دانشگاه صنعتی آریامهر به سرپرستی حسین شوریده و ابراهیم اصغرزاده به گنبد و ترکمنصحرا.
گروه اعزامی دانشگاه ملی به سرپرستی آعبدالله و سیفی کار به خوزستان و مسجد سلیمان.
گروه اعزامی دانشگاه صنعتی اصفهان به سرپرستی محمود حجتی به شهرکرد.
گروه اعزامی دانشگاه تهران به سرپرستی مرحوم جواد خیابانی (احتمالاً) به سیستان و بلوچستان.
پس از اعزام این گروهها لزوم ایجاد نهضت جهاد سازندگی با مشارکت دانشجویان در کشور احساس شد این طرح در اردیبهشت ۵۸ در دانشگاههای ایران مورد نظرخواهی قرار گرفت که با موافقت دانشجویان روبرو شد بنابراین طرح تشکیل نهضت مدون شد و توسط بهشتی به اطلاع خمینی رسید. خمینی مهلتی یک ماه را برای تشکیل این نهضت در نظر گرفت و در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ چهار ماه بعد از انقلاب اسلامی فرمان تشکیل جهاد سازندگی را صادر کرد. در ابتدا بهشتی به عنوان نماینده شورای انقلاب در جهاد سازندگی تعیین و سپس ناطق نوری به عنوان نماینده خمینی و محمدحسین بنیاسدی به عنوان نماینده نخست وزیر و رضا افشار، عباس احمد آخوندی و مجتبی آلادپوش به عنوان اولین شورای مرکزی جهاد سازندگی تعیین و کار خود را آغاز نمودند.
وزارتخانه جهاد سازندگی
نهضت جهاد سازندگی در روز سهشنبه ۷ آذر ۱۳۶۲ طی طرحی در سه فصل شامل: اهداف، وظایف و مقررات عمومی در ۱۱ ماده و ۵ تبصره با تایید مجلس شورای اسلامی به وزارتخانه جهاد سازندگی تبدیل شد. این طرح ۱۰ روز بعد به تأیید شورای نگهبان رسید. وزارت جهاد سازندگی به کمیتههای مختلف با شرح وضایف مختلف تقسیم شد که مهمترین آنها عبارتند از:
کمیته فرهنگی
کمیته عمران و فنی
کمیته کشاورزی
وزارتخانه جهاد کشاورزی
به منظور رفع نابسامانیها و نارساییها در بخش کشاورزی براساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در جهت اصلاح نظام اداری، کاهش تصدیهای غیر ضروری، ارتقای بهرهوری و کارایی نیروی انسانی و مدیریت دستگاههای اجرایی، حذف موازی کاریها و تجمع امور کشاورزی، دام، توسعه و عمران روستایی لایحه ادغام وزارت جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی و تشکیل وزارت جهاد کشاورزی توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی تهیه شد و در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۷۹ با قید یک فوریت به مجلس شورای اسلامی رفت[۲]. این لایجه در تاریخ ۶ دی ۱۳۷۹ به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید و در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۷۹ توسط شورای نگهبان تایید شد.
فرمان روحالله خمینی
خمینی در ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ چهار ماه بعد از انقلاب اسلامی در طی فرمانی نهاد جهاد سازندگی را تشکیل داد. در این فرمان از ملت ایران به عنوان ملتی فداکار یاد میشود و تنها راه ساخت ویرانیهای کشور که به عقیده خمینی از آثار حکومت پهلوی بر ایران است همکاری ملت ایران عنوان میشود.در بخشی از این فرمان آمدهاست.
« لکن این دیوار شیطانی بزرگ که شکست، پشت این دیوار و خرابیهای زیادی هست و ناچاریم که برای سازندگی به ملت متوجه بشویم. برای اینکه خرابیهایی را که در طول مدت حکومت جائر پهلوی در مملکت ما حاصل شدهاست ترمیم کنیم و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگی مهیا بودن خود را اعلام کردند. دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاریان، کشاورزان همه قشرهای ملت داوطلباند که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده، بسازند از این جهت باید ما این جهاد را به سازندگی موسوم کنیم.... »
همچنین در انتهای این فرمان خمینی ثواب سازندگی و شرکت در این جهاد را بالاتر از زیارت مکه و مدینه میداند:
« بلکه من از اشخاصی که برای زیارتها مثل زیارت مکة معظمه و مدینه منوره میخواهند به طور استحباب بروند از آنها میخواهم و تقاضا میکنم که شما که برای ثواب میخواهید به مکه مشرف بشوید و یا میخواهید به مدینه منوره و یا به عتبات عالیات مشرف بشوید، امروز ثوابی بالاتر از این نیست که به برادران خودتان کمک کنید و این سازندگی را همه با هم شروع کنیم که ایران خودتان درست ساخته بشود و برادران شما نجات یابند.
جهاد سازندگی و جنگ
جهادسازندگی در جنگ نقش بزرگی را ایفا کرد و بگفته فرماندهان جنگ یکی از دلایل عدم شکست ایران در جنگ حضور این نهاد انقلابی در جنگ بود. جهاد در جنگ حضور مهندسی داشت و با ساخت پل، سنگر، خاکریز و جاده در مناطق مختلف باعث پیشرفت سربازان در جنگ میشد که در این زمینه میتوان به احداث پل بعثت بر رودخانه اروند اشاره کرد. جهاد در جنگ یک قرارگاه مرکزی و ۵ قرارگاه محور عملیاتی شامل قرارگاه کربلا، نوح، نجف، حمزه سیدالشهدا، رمضان داشت همچنین از ۶ تیپ مهندسی سه گردانه در مناطق جنگی مانند تیپهای مهندسی استان فارس، اصفهان، کرمان و سمنان تشکیل میشد ضمن اینکه ۴۵ گردان مستقل نیز از استانهای مختلف فعالیت مهندسی داشتند. از جهادگران در جنگ ۱،۱۰۰ نفر شهید، ۲۲،۰۰۰ نفر جانباز و بیش از ۸۰۰ نفر اسیر شدند.
سنگرسازان بیسنگر
لقب سنگرسازان بیسنگر توسط خمینی رهبر ایران به جهادگران جهاد سازندگی بدلیل نقش بزرگشان در جنگ داده شد.

فعالیتهای مهم
عملیات خیبر
پل ۱۴ کیلومتری خیبر بدون پایه بر روی آب از سه راه فتح تا جزیره شمالی
احداث جاده بزرگ سیدالشهدا (ع) که نیروها توانستند بخشی از رودخانه هورالعظیم را پر کنند تا رزمندگان با اطمینان خاطر بیشتری جزایر را در اختیار داشته باشند.
پل بعثت بر رودخانه اروند با ۶ هزار لوله ۵۶ اینچ
اهداف
عمدهترین اهدافی که جهاد سازندگی عبارتند از:
رفع محرومیت از روستاهایی که از ساده ترین امکانات رفاهی نیز محروم بودند.
حرکت به سوی استقلال و خودکفائی کشور با تلاش در جهت بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی روستاها و مناطق عشایری از طریق توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع روستائی و...
ایجاد زمینه لازم جهت رشد شخصیت والای انسانی روستائیان از طریق مشارکت و نظارت آنان در فعالیتهای روستائی
بسیج اقشار مختلف مردم جهت سازندگی روستاها و فراهم کردن امکان تلاش برای رشد و تکامل آنها.
که به علت ابعاد گستردة ویرانیها و محرومیتهای به جا مانده از رژیم پهلوی، جهاد سازندگی اولویت در امر سازندگی را به روستاهای دورافتاده و محروم اختصاص داد.
اردوهای جهادسازندگی
این اردوها هر ساله در ایام تابستان و عید با حضور دانشجویان و طلاب در مناطق دورافتاده و محروم روستایی برگزار میشود.


تثبیت نظام
در این روز، ساختار جدید سیاسی و اجتماعی، بر مبنای آرای اکثر مردم (2/98 درصد) تثبیت شد و رسما نظام جمهوری اسلامی را، ملت مسلمان ایران تأیید کرد.
تولدی مبارک
در روز پربرکت 12 فروردین، نظامی متولد شد که نور اسلام عزیز را، دگر باره، نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان متجلّی ساخت. شعار اصلی انقلاب، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی بود که میلیون ها ایرانی آزاده و مسلمان در طول مبارزه ها در جای جای ایران اسلامی فریاد کشیده بودند. این شعارها، حکومتی را پایه ریزی می کرد که عدالت اسلامی، از هدف های والای آن بود.
روشنای امید
مفهوم جمهوری اسلامی
نیاز به جمهوری اسلامی
بر ملا شدن توطئه
به راستی که 12 فروردین، به زیبایی، توطئه های دشمنان را از میان برد و آنان را که حکومتِ جمهوری را بی اسلام می خواستند، به کناری افکند. این مردم بودند که در روزهای دهم و یازدهم فروردین 1358 با حضوری آگاهانه و تصور ناشدنی، در پای صندوق های رأی، پیروزی انقلاب اسلامی را تحقق بخشیدند.
جمهوری اسلامی، خواسته مردم
12 فروردین روز تحقق آرمان های بلند مردم بود؛ مردمی که در راه انقلاب، زندان ها، تبعیدها، شکنجه ها، سختی ها و محرومیت های زیادی کشیدند و شهادت بهترین فرزندان خود را دیدند، بعد از پیروزی انقلاب، در یک همه پرسی تاریخی، برای تحقق آرمان های والای شهیدان، به استقرار جمهوری اسلامی، رأی دادند.
بیان شهید مطهری درباره جمهوری اسلامی
حکومت خدایی مردمی
حکومت انقلابیون
ارزش رأی مردم
12 فروردین؛ 12 ستون نور
دوازده شهر شهادت را آذین بستیم، دوازده ستون برافراشتیم، به تعداد دوازده ماه سال، دوازده برجِ فلک، دوازده امام معصوم، دوازده نهر خون، دوازده شهر در هم کوبیده، دوازده ستون بر افراشتیم از نور، از آزادی، از پیکر شهیدان، از رایت شرف...
بر شانه پرتوان 12 فروردین، عرش جمهوری اسلامی را نهادیم، به سنگینی 2/98 درصد آرای این ملت.
آرایِ سبز
12 فروردین، روزی است که ملت ایران به جمهوری اسلامی «آری» گفت، آریِ سبز، به نشانه روییدن و طراوت و شادابی و خرمی و به نشانه به ثمر رسیدن آن بذرها و شکفتن آن شکوفه ها، مگر نه آن که شکوفه آزادی این ملت در دشت خونین ژاله، کاشته شد و در لاله زار بهشت زهرا ریشه در خاک سرخ دوانید و از وزیدن نسیم عطر آگین انقلاب، گلشنی دمیده از ژاله و روییده در بهشت پدید آمد.
صراط 12
دوازده فروردین، آزمون بود، صراطی بود که صالحان از آن گذشتند؛ در صف های ممتد ایستادند و رأی دادند، به آسانی از آن عبور کردند و به بهشت جمهوری اسلامی قدم نهادند.
اما گروهی که اهل این راه و پوینده این صراط نبودند از آن بهشت دور ماندند و در وادیِ نه به حسرت نشستند.
یوم اللّه 12 فروردین

12 فروردین، یوم اللّه و روز احقاق حق و پیروزی دین بود؛ روزی که افسون ساحران جادوگر، و تلاش خناسان وسوسه گر باطل گشت؛ روزی که کشتی تلاش این ملت در ساحل استقرار و استقلال، لنگر انداخت؛ روزی که آتش افروخته شده از سوی جهان خواران نمرود سیرت، به باغستان پرثمر و پُرسود جمهوری اسلامی بدل گردید و صلای «بَردا و سلاما» شعله های ملتهب کینه توزی ها را به نفع حق و در خدمت خلیل زمان، خمینی بزرگ، فرو نشاند. روزی که سکه دقیانوس از رواج افتاد و نام حق بر همه جا سایه گستراند.
12 فروردین حرف آخر مردم
انقلاب ما، انفجار نور بود، و نور آن به گوشه گوشه عالم پرتو افکن شد. دل های دوست دارانش، روشن و چشم های دشمنانش کور گردید. دیگر، چه جایی برای همه پرسی به جا مانده بود، مگر کسی می توانست منکر آفتاب شود اگر چه تاریخ به ما نشان داده است که خُفّاشان شب، از گذر ایام و چیره گی فراموشی بر اَذهان سود می برند و حقیقت ها را وارونه جلوه می دهند و این چنین بود که امام راحل [ رحمهم الله ] بر انجام همه پرسی تأکید کردند. و این گونه شد که نوری دیگر تابیدن گرفت و سندی محکم برای آیندگان، در تاریخ، بر جای ماند؛ سند 12 فروردین.
عید امام و امت
بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، روز 12 فروردین را از بزرگ ترین عیدهای ملت ایران بر شمردند. انتخاب واژه «عید» برای روز بزرگی چون دوازدهم فروردین، سزاوار و منطقی است؛ زیرا عید روزی است که انسان در آن احساس مجد و غرور و سربلندی کند. از این رو، دوازدهم فروردین از عیدهای بزرگ تاریخ پس از پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی ایران و روز غرور و سربلندی ملت مسلمان ایران است.
روز فُرقان
دوازدهم فروردین، روز ظهور و میلاد شخصیت واقعی مردم مسلمان ایران، روز میلاد جمهوری اسلامی و به ثمر نشستن خون هزاران شهیدی است که زمینه ساز برقراری حکومت عدل اسلامی در کشورمان بودند. دوازدهم فروردین، سرآغاز حیات واقعی انقلاب اسلامی و نخستین گام در راه استقرار حکومت متکی بر آرای واقعی مردم و روز شناساندن پیروان و دشمنان انقلاب و جدا کردن صف آنان است. در یک کلام، دوازده فروردین روز فرقان است.
پیام نور
12 فروردین و افکار مسلمانان جهان
مردم جهان، حضور یک پارچه و مؤثر ملت مسلمان ایران را در همه پرسی بزرگ و تاریخی 12 فروردین و در دیگر همه پرسی ها و انتخابات بعدی، ملاک و میزان ارزیابی خود از انقلاب اسلامی ایران برگزیدند. موفقیت این انقلاب را، در میزان حمایت های مردمی که بزرگ ترین پشتوانه معنوی آن بعد از لطف ایزدی به شمار می آید، جست و جو می کنند. نفوذ رو به رشد انقلاب، در کشورهای اسلامی و نیز صدور معنوی آن به ملت های مشتاق عدالت اسلامی، نتیجه آگاهی ملت های جهان از میزان اعتبار الهی و مردمی این انقلاب است.
واقعه شگرف
روز 12 فروردین، نظام جمهوری اسلامی با 2/98 درصد آرای ملت مسلمان تثبیت شد و بار دیگر واقعه ای مهم در تاریخ به وقوع پیوست؛ واقعه ای شگرف که هرگز استکبار جهانی، آن را پیش بینی نمی کرد. سرکردگان کفر و الحاد جهانی که از دیدگاه آنان، هیچ ملتی نباید سرنوشت خود را به دست گیرد سعی و تلاش می کردند تا از ادامه نظام جمهوری اسلامی در ایران جلوگیری نمایند، اما بی خبر از آن که انقلاب اسلامی، از قیام حسین علیه السلام الگو گرفته است.
آفتاب 12 فروردین
بعد از 22 بهمن تا روز انتخابات 12 فروردین، گروهک های وابسته به استکبار غرب و شرق، با استفاده ناشایست از فضای آزاد سیاسی آن زمان، شرکت در انتخابات را تحریم کردند و دروغ ها و شایعه های بی اساس را میان مردم پخش کردند تا جو مسموم جامعه، از شرکت مردم در انتخابات جلوگیری کند، خوش بختانه پس از شمارش رأی ها و اعلام نتیجه های درخشان آن. وابستگان به استعمار، تمامی رؤیاهای خویش را برای جلوگیری از برپایی نظام اسلامی در ایران، نقش بر آب دیدند و با شرم ساری برای کاهش رسوایی، این انتخابات را از دیدگاه جهانی ناپذیرفتنی دانستند.
ناکامی گروهک های منافق
بعضی از گروهک های منافق، می خواستند کلمه «اسلامی» را از «جمهوری اسلامی» حذف کنند. آنان در روزنامه ها و اعلامیه های خیابانی، برای راست شدن این هدف، تلاش فراوانی نمودند، اما امام امت ـ [ رحمهم الله ] ـ در پیامی کوتاه، نقشه آنان را برملا نمودند و فرمودند: وقتی رفراندوم شد، رأی من حکومت جمهوری اسلامی است. هرکس تبعیت از اسلام دارد، باید جمهوری اسلامی را برگزیند.
آریِ دشمن شکن
رأی 2/98 درصدی مردم در 12 فروردین هم چون خاری در چشم دو ابر قدرت آن روز بود. از این رو، بر آن شدند که با برپایی بلوا، در گوشه و کنار کشور، مسأله اصلی را فرعی نشان دهند تا پیش درآمدی بر تجزیه و از هم پاشیدگی نظام اسلامی بشود. با وجود این، زنجیره توطئه آمریکا که از کردستان و گنبد و خوزستان و... آغاز می شد و تا جنگ تحمیلی ادامه می یافت. با رهبری قاطع امام امت و مجاهدت های ملت خداجوی، از هم گُسست و مردم پس از آن نیز با دیگر «آری» گفتن ها به نظام جمهوری اسلامی و بیعت های نو به نو با خون شهیدان، هم چنان استوار به سوی هدف مقدس خود و استقرار کامل نظام عدل اسلامی می شتابند.
پیام رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ـ[ رحمهم الله ]
بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمهم الله ، در پیامی به ملت ایران، 12 فروردین را روز عید نامیدند در قسمتی از این پیام آمده است «صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است، از بزرگ ترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند؛ روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جای آن نشست.»
تقدیر امام از مردم
امام خمینی رحمهم الله در پیام خود بر مناسبت 12 فروردین از حضور مردم در این همه پرسی تشکر کرده و چنین فرمودند: «من به دنیا اعلام می کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندومی سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوق ها هجوم آورده و رأی مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتی را برای همیشه در زباله دان تاریخ دفن کند. من از این هم بستگی بی مانند که جز مشتی ماجراجو و بی خبر از خدا، همه و همه به ندای آسمانی «و اعتصموا بحبل الله جمیعا» لبیک گفتند و با تقریبا اتفاق آرا، به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند و رشد سیاسی خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر می کنم.»
جمهوری اسلامی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) در تبیین واژه جمهوری اسلامی چنین می فرمایند: «جمهوری اسلامی، از لحاظ معنای تحت اللفظی بر دو پایه استوار است: یکی جمهور مردم؛ یعنی آحاد مردم و جمعیت کشور، این ها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات دولتی و مدیریت کشور را تعیین می کنند، و دیگری اسلامی؛ یعنی این حرکت مردم، بر پایه تفکر اسلام و شریعت اسلامی است. این یک امر طبیعی است. در کشوری که اکثریت قریب به تمام آن مسلمان هستند، آن هم مسلمان مؤمن و معتقد و عامل، که در طول زمان، ایمان عمیق خودشان را به اسلام ثابت کرده اند و نشان داده اند، در چنین کشوری، اگر حکومتی مردمی است، پس اسلامی هم هست.»
رأی به اسلام
مقام معظم رهبری حضور گسترده مردم در یوم اللّه 12 فروردین و رأی قاطع آنان را رأی اسلام و اندیشه های اسلامی برشمرده و می فرمایند: «مردم اسلام را می خواهند. این از روز اوّل گفته شد و در طول سال های متمادی نیز تجربه گردید. امروز هم واضح ترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم از نظام حاکم بر کشور می خواهند که مسلمان باشد... و اسلام را در جامعه تحقق ببخشد. این حکومت و این نظام، با این نام در دنیا اعلام شد و تشکیل گردید. مردم هم رأی دادند، و نام جمهوری اسلامی را حاکی از اسلام دانستند لذا آرایشان را به نام جمهوری اسلامی در صندوق ریختند.
جمهوری اسلامی محصول تاریخ ایران
در طول تاریخ، ایرانیان، همواره عدالت، اخلاق و حق را خواسته اند. اسلام نیز از احکام استوار بر حق و عدل و تأکید بر صلاحیت زمام داران سرشار است. بنابراین، معقول است که مردم حکومت اسلامی و حاکم عادل بخواهند، تا آرمان های مادی و معنوی ایشان برآورده شود، این خواسته ای بود که ملت مسلمان ایران با رأی مثبت به حکومت دینی در 12 فروردین بدان دست یافت.
عدد دوازده
چه زیبا و خاطره انگیز است، عدد دوازده: شمار ماه های سال در نزد خدا 12 ماه است؛ دوازده برگزیده خداوند، در میان بنی اسرائیل؛ دوازده چشمه که به فرمان خدا برای بنی اسرائیل در دوران سرگردانی از زمین جوشید؛ دوازده برج فلکی و آن گاه دوازده امام معصوم که درود خدا بر آنان باد. دوازدهم بهمن نیز، روز فرود خمینی کبیر بر سرزمین نور است و اینک دوازدهمین روز از فروردین؛ روز جمهوری اسلامی ایران.
پایه های فکری جمهوری اسلامی ایران (در بُعد داخلی)
انقلاب اسلامی ایران، نظامی سیاسی، اجتماعی را پدید آورد که بر دیانت اسلام و بازگشت به سنت های پسندیده استوار است. این نظام که در 12 فروردین 58، رسمیت یافت، دغدغه ها و دل مشغولی های نخبگان جامعه را به دنبال داشت. آنان برای یافتن روش ها و پاسخ های در خور اسلامی و علمی، درباره پدیده ها و حادثه های جدید، از نظریه های امام خمینی الهام گرفتند و حکومتی پا بر جا و رخنه ناپذیر با پشتوانه مردمی نیرومند پدید آوردند و آن را الگوی ملت های جهان نشان دادند.
پایه های فکری جمهوری اسلامی (در بعد خارجی)
پس از استقرار جمهوری اسلامی ایران در 12 فروردین سال 1358، جنبش بیداری اسلامی در جهان بیش از پیش، شتاب گرفت و بسیاری از جوانان، دانشگاهیان، روحانیان و تحصیل کرد مسلمان، برای حل مشکلات مسلمانان، به اسلام توسّل جستند. این نهضت عظیم جهانی که با الهام از حرکت اسلامی امام خمینی ایجاد شد و رونق گرفت به تغذیه فکری پیاپی نیاز دارد. از مهم ترین منبع های آن، آثار و دیدگاه ها و نظریه های امام خمینی است که در دوراندیشی فکری و فرهنگی نهضت بیداری اسلامی معاصر، مؤثر خواهد افتاد.
جوانه اندیشه
اعلام حکومت جمهوری اسلامی ایران در 12 فروردین، جوانه های اندیشه و عمل را در جامعه های جهان سوم و ملت های مستضعف جهان، رویاند و شکوفا کرد؛ آنان را که از الگوهای غربی دل سرد و نومید شده بودند، به اندیشه و اراده ای نیرومند برای ساختن جامعه ای نو و اسلامی، مجهز کرد. مسلمانان ستم دیده و محروم جهان، دریافتند که با پشتوانه آموزه های دینی و اراده ملّی همانند ملّت ایران، می توانند بر مشکلات پیروز شوند و حکومتی مردمی و دل خواه، تشکیل دهند.


سابقه شكل گیری و پی ریزی تشكیلات این نهاد به سال های قبل از پیروزی انقلاب و حدوداً سال 1342 بر می گردد كه تعدادی از انقلابیون اول نهضت اسلامی كه در زمره همراهان و همرزمان حـضرت امام خمینی (ره) قرار داشتند و بعضاً مـسئولین فعلی این نهـاد می باشند ، از طرف مـعظم له مـأموریت رسیدگی به خـانواده زندانیـان سیاسی، نیازمندان مبارزین را به عهده داشتند.
اقدامات حمایتی و امدادی این بزرگان خصوصاً در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی یعنی سال های 1356 و 1357 كه مبارزات امت مسلمان به اوج خود رسید و اعتصاب و تحصن همه جا را فرا گرفت، با حمایت گسترده و فراگیر از اعتصابیون و خانواده ی زندانیان سیاسی و نیازمندان جامعه سیر صعودی یافت.
با پیروزی انقـلاب شكوهمند اسلامی و آغـاز فعالیت مجـدد بخش های اداری ، اقتصادی و فرهنگی كشور، لـزوم حـمایت از نیازمندان در صـدر برنامههای نظام قرار گرفت و دقیقاً 22 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به عنوان دومین نهاد انقلابی در تاریخ 14 اسفند ماه 1357 ، كمیته امداد امام ، با صدور حكم پرخیر و بركت و تاریخی حضرت امام خمینی(ره) برای مدت نامحدود، به منظور تحقق بخشیدن به اهداف عالیه نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه در حمایت و امداد محرومان و مستضعفان و خودكفا كردن آنان، تأسیس گردید.
خط مشیهای اساسی این نهاد به شرح زیر است:
1 ـ نصب العین قرار دادن فرمایشات حضرت امام خمینی(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری در كلیه سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های حمایت از محرومان و نیازمندان.
2 ـ تمركز كلیه فعالیت های امداد امام (ره) بر محور امدادرسانی و حمایت از افراد و خانوادههای نیازمند با تأكید بر حفظ كیان خانواده و كرامت و عزت نفس آنان.
3 ـ فقیریابی و كوشش در رفع فقر تغذیهای نیازمندان ، تكمیل و توسعه پوشش حمایتی زنان و كودكان بیسرپرست ، سالمندان و از كار افتادگان نیازمند به عنوان اولویت نخست و مقدم داشتن حمایت نیازمندان روستایی و كمك به مهاجران روستایی برای بازگشت به روستا.
4 ـ ردهبندی مددجویان و تمهید و ترویج الگوی زیستی و معیشتی مناسب، با رعایت اولویت های امدادی و تعیین حدود و شمول خدمات حمایتی، با تأكید بر تأمین حداقل نیازهای اساسی.
5 ـ حمایت برنامهریزی شده (هدفمند و زماندار) از نیازمندان و ترویج فرهنگ كار و تلاش بین افراد و خانوادههای تحت پوشش با اولویت ایجاد اشتغال برای افراد مستعد و واجـدشرایط ،ارائه خدمـات بهداشتی و درمانی ، توسعه بیمهها و تأمین مسكن مورد نیاز محرومان با رویكرد بهبود سطح زندگی آنان.
6 ـ فراهم آوردن امكانات و زمینه رشد و اعتلای فرهنگی و اعتقادی و بروز خلاقیت و نوآوری در بین افراد تحت حمایت به ویژه نوجوانان و جوانان.
7 ـ گسترش فعالیت های علمی ـ تحقیقاتی، آماری و فنآوری های جدید در خصوص شناخت عوامل فقر و محرومیت، شناسایی فقرا و روش های فقرزدایی در كشور و اثربخشی برنامههای حمایتی امداد.
8 - ترویج فرهنگ انفاق و ایثار و تقویت عوامل مقبولیت امداد امام (ره) به منظور جلب و توسعه مشاركت های مردمی در حمایت از محرومان جامعه.
9 ـ ارتقاء سطح ارتباط و هماهنگی با خیریهها و مؤسسات عامالمنفعه برای تعمیم امر تعاون و افزایش روحیه مشاركت و همیاری در حمایت از نیازمندان و افراد محروم جامعه.
10 ـ افزایش بازدهی ، كارایی و توسعه خدمات حمایتی با بهینه سازی تشكیلات، تأمین و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز، اصلاح و بهبود روش ها، محاسبه هزینه واقعی خدمات و استفاده از فنآوری های جدید اطلاعاتی.
11 ـ استفاده از ظرفیت و امكانات سایر مؤسسات و دستگاه ها در انجام امور قابل واگذاری با رعایت صرفه و صلاح امداد امام(ره) در راستای مقابله با فقر و اجرای طرح های فقرزدایی.
12 ـ تقویت امر نظارت و بازرسی و ارزیابی عملكرد كلیه واحدها و متناسب نمودن اختیارات با مسئولیت های محوله در واحدهای ستادی و اجرایی.
منابع مالی این نهاد برای امور فقرزدایی و كمك به محرومان جامعه عبارت است از :
1 ـ كمك های مقام معظم رهبری
2 ـ اعتبارات و كمك های دولت محترم جمهوری اسلامی ایران
3 ـ كمك های مردمی ، مؤسسات، نهادها و سازمان ها
4 ـ وجوهات شرعی و امانی، صدقات و نذورات و هدایای مردمی
5 - درآمدهای حاصل از بخش ها و امور اقتصادی امداد امام
مشخصات واحدهای امداد
شاخه اصلی: واحدی از كمیته امداد است كه از طریق آن به امر مددجویان رسیدگی میشود و امور آن توسط شورایی مشورتی اداره می گردد كه صرفاً به دفتر استان یا دفتر مركزی پاسخگو می باشد.
شاخه فرعی:واحدی از كمیته امداد است كه تحت نظر شاخه اصلی اداره میشود و معمولاً در بخش ها، روستاها و حتی مناطقی از شهرها كه فاصله زیادی با محل شاخه اصلی دارد مستقر است و از طریق آن به امور مددجویان رسیدگی میشود.
شعبه توزیع: واحدی از كمیته امداد است كه معمولاً دارای دفتر، تشكیلات و كاركنان مستقل نبوده و در هر ماه فقط چند روز برای توزیع كمك های كالایی از آن واحد استفاده می شود. شعبه توزیع زیر نظر شاخه اصلی یا شاخه فرعی اداره میشود.
نقاهتگاه: واحدی است دارای تخت، تسهیلات و خدمات عمومی لازم جهت اسكان و استراحت بیمارانی كه برای ادامه درمان از شهرستان فاقد امكانات درمانی كافی اعزام شدهاند.
اردوگاه آموزشی و تربیتی: به اردوگاهی گفته می شود كه با كسب مجوز و برنامههای مدون در طول دوره آماری مورد نظر، اقدام به برگزاری اردو نموده باشد.
خوابگاه: واحد اقامتی است برای افراد در حال تحصیل كه به صورت مشترك در اطاق ها یا سالن های بزرگ زندگی میكنند. مانند خوابگاه های دانشآموزی و دانشجویی كه در این خوابگاه ها معمولاً سرویس بهداشتی ، حمام ، سالن نشیمن ، سالن مطالعه و سالن صرف غذا مشترك است.
كانون فرهنگی: به مراكزی گفته می شود كه در آنها فعالیت های فرهنگی و آموزشی خاص جهت ارتقاء سطح علمی و فرهنگی دانشآموزان و پركردن اوقات فراغت آنان ارائه می گردد ، این كانون ها به دو نوع دائم و موقت تقسیم میشوند ، كه كانون های دائم در طی سال فعالیت دارند و كانون های موقت صرفاً در تابستان تشكیل می شود.
واحد امداد: به هر یك از مراكز یا مجتمعهای خدماتی گفته می شود كه از طریق آن خدمات امدادی و حمایتی ارائه می گردد.
دفتر ستادی: واحدی از كمیته امداد است كه به امر برنامه ریزی، هماهنگی، نظارت و تدارك واحدهای غیرستادی و یا واحدهای ستادی تابعه می پردازد و معمولاً ارتباط مستقیمی با مددجویان ندارد. دفترمركزی ، تداركات ، مركز آموزش عالی امداد ، حوزه معاونتها و دفاتر استان ها واحد ستادی محسوب می شوند.
تعداد واحدهای امداد: تعداد واحدهای كمیته امداد امام خمینی در پایان سال 1381 برابر 1446 واحد شامل 559 شاخه اصلی 295 شاخه فرعی ، 196 شعبه توزیع ، 246 مركز خدماتی، (شامل 116 خوابگاه دانشآموزی، 19 اردوگاه آموزشی و تربیتی، 102 كانون فرهنگی و 9 نقاهتگاه)، 76 كارگاه آموزش خودكفایی و 74 واحد سایر واحدهای امداد ( شامل28 دفتراستان، 2 دفتر منطقه ، و حوزههای مختلف دفتر مركزی بوده است.

رییس ستاد احسان و نیکوکاری کمیته امداد امام خمینی اعلام کرد:
برگزاری هفته احسان و نیکوکاری ؛ 14 تا 20 اسفندماه
رییس ستاد احسان و نیکوکاری کمیته امداد گفت: همزمان با بیست و ششمین سالگرد تأسیس کمیته امداد هفته احسان و نیکوکاری از 14 الی 20 اسفند ماه در سراسر کشور برگزار می شود .
به گزارش خبرگزاری مهر، منصور قمشه گفت: مراسم شور نیکوکاری با شعار عزت و عشق حسینی و با هدف ترویج سنت حسنه انفاق و کمک به نیازمندان جامعه همزمان با ایام سوگواری سالار شهیدان در روز پنجشنبه 20 اسفندماه با مشارکت سازمان صدا و سیما در پایگاه های کمیته امداد نیروی مقاومت بسیج در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
وی از مردم خیر و نیکوکار کشور دعوت کرد تا در این روز بار دیگر جلوه هایی از ایثار و فداکاری را به نمایش بگذارند.
رییس ستاد احسان و نیکوکاری اسامی روزهای هفته احسان و نیکوکاری را به شرح زیر اعلام کرد:
جمعه 14 اسفندماه ، امداد ، ولایت و رهبری
شنبه 15 اسفندماه ، امداد ، عزت نفس ، اشتغال و خود کفایی
یکشنبه 16 اسفندماه ، امداد ، بهداشت ، سلامت و خانواده
دوشنبه 17 اسفندماه ، امداد ، زنان الگو ، سالمندان و طرح شهیدرجایی
سه شنبه 18 اسفندماه ، امداد کودک و نوجوان و استعداد های درخشان
چهارشنبه 19 اسفندماه ، امداد ، احیای سنت های حسنه و حامیان نیکوکار
پنجشنبه 20 اسفند ماه ، امداد احسان و نیکوکاری

مـــاهواره امـید

ماهوارهٔ اُمید، نخستین ماهواره ساخت کشور ایران است که بنا به ادعای مقامات نظام جمهوری اسلامی، تمام تجهیزاتش در سازمان فضایی ایران طراحی و تولید شدهاست . ساخت ماهواره تحقیقاتی «امـــید» از ۱۵ اسفند ۱۳۸۴ ( به گفته هاشمی رفسنجانی از زمان جنگ )آغاز گردید و طی ۲ سال آماده انجام تستهای مشترک شد.
ماهواره «امید» بامداد ۳ فوریه ۲۰۰۹ میلادی (۱۵ بهمن ۱۳۸۷) و در سیامین سالگرد پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ در مدار فضا قرار گرفت. و در ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ با جو غليظ مناطق غربی آمريكای جنوبی و اقيانوس آرام برخورد کرد و به عمر ۸۲ روزهٔ خود پایان داد.
در سال ۲۰۰۸ میلادی ابتدا ستاد کل نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که ماهواره امید با یک «موشک ایرانی» به فضا فرستاده شدهاست اما ساعاتی بعد خبر پرتاپ ماهواره امید تکذیب و تاکید شد که تنها موشک ماهواره بر سفیر امید، که قرار است در آینده ماهواره امید را به فضا منتقل کند، آزمایش شدهاست.
ناسا تایید کرد که این پرتاب موفقیت آمیز بودهاست. رئیس جمهور گفت این ماهواره پرتاب شد تا یکتا پرستی و صلح و عدالت را در جهان بگسترد . وزیر امور خارجه منوچهر متکی گفت این ماهواره پرتاب شد تا نیازهای کشور را برآورده سازد و کاملا برای اهداف صلح آمیز است. منابع ارتش آمریکا خاطرنشان کردند که این پرتاب باعث نگرانی است اما تعادل قدرت را در منطقه تهدید نمیکند.
امید دومین ماهواره ایران در مدار است. اولین ماهواره سینا ۱ است که توسط روسیه در سال ۲۰۰۵ ساخته و برای ایران به فضا پرتاب شدهاست.
پیش از ایران هشت کشور؛
شوروی (۱۹۵۷)
ایالات متحده آمریکا (۱۹۵۸)
فرانسه (۱۹۶۵)
ژاپن (۱۹۷۰)
چین (۱۹۷۰)
بریتانیا (۱۹۷۱)
هند (۱۹۸۰)
اسرائیل (۱۹۸۸)
مستقلا موفق به پرتاب ماهواره شده بودند.
مشخصات فنی
نوع ماهواره: مخابراتی
ابعاد کلی سازه در حالت بسته: ۴۰ در ۴۰ در ۴۰ سانتیمترمکعب
وزن: ۲۷ کیلو گرم
کنترل حرارات : پسیو
باند فرکانس : UHF
ساختار ایستگاههای زمینی ماهواره امید
ایستگاههای رنجینگ (۴ ایستگاه)
ایستگاههای تله متری و تله کامند(۳ ایستگاه)
ایستگاه کنترل مرکزی (ا ایستگاه)

خصوصیات فنی و اطلاع رسانی
این ماهواره در هر ۲۴ ساعت، ۱۵ بار به دور زمین میچرخد و گزارشهای دورسنجی به مرکز فضایی در ایران میفرستد. این ماهواره همچنین دو باند بسامد و هشت آنتن برای ارسال اطلاعات دارد که در هربار چرخش، دوبار توسط ایستگاههای زمینی کنترل و هدایت میشود.
ماهواره امید از نوع ماهواره سبک است و توسط ماهوارهبر «سفیر دو» در مدار قرار گرفتهاست. این ماهواره با هدف برقراری ارتباطات متقابل ماهواره و ایستگاه زمینی، تعیین مشخصات مداری و دورسنجی مشخصات زیرسامانهها، در مدار زمین قرار داده شدهاست.مدت زمان فعالیت اين ماهواره، ۵۰ روز اعلام شده است.
این ماهواره که در ارتفاع ۲۴۶ تا ۳۷۷ کیلومتری زمین و در داخل جو قرار دارد (ماهوارههای معمولی در ارتفاع ۳۶۰۰۰ کیلومتری سطح زمین قرار میگیرند) پس ازمدتی در اثر جاذبه زمین انرژی خود را از دست داده و سقوط میکند.
سامانهٔ فضایی بومی ایران
ایستگاه هدایت و کنترل ماهواره در مدار ارتفاع پایین نیز وظیفه تعیین موقعیت ماهواره در مدار را بر عهده داشته و ارتباط رادیویی با ماهواره برقرار میکند و فرمانهای کنترلی را به ماهواره ارسال نموده و پاسخ آن را دریافت میکند. این ماهواره توسط ماهوارهبر سفیر ساخت ایران توسط موشک سفیر از پایگاه فضایی ایران، به مدار پرتاب شد. موشک سفیر برای پرتاب این ماهواره به فضا طراحی شدهاست.
ماهوارهٔ امید به همراه ایستگاههای زیرزمینی و پرتاب فضایی، جمعاً نخستین سامانهٔ فضایی بومی ایران را تشکیل میدهند. ماهوارههای خاص ایران عبارتند از ماهواره زهره، ماهواره سینا، ماهواره پارس و ماهوارههای مصباح ۱ و مصباح ۲.
.jpg)
سرلشكر غلامعلی رشید: قدرت دفاعی ایران در هیچ دوره ای تا این
اندازه برای مقابله به مثل قوی نبوده است
جانشین ستاد كل نیروهای مسلح شرایط كنونی قدرت دفاعی ایران برای دفاع و مقابله به مثل در برابر دشمنان را به گونه ای دانست كه در هیچ دوره ای تا این اندازه قوی نبوده است.
سرلشكر غلامعلی رشید روز دوشنبه در جمع رأسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از كشور درباره دكترین دفاعی و نقش آن در پیشبرد اهداف دیپلماسی كشور اظهار كرد: دكترین دفاعی در واقع اصول و چارچوب كلی استفاده از قدرت در پیشبرد و تأمین اهداف ملی را ترسیم می كند، این اصول و باورها حاصل تجربه و مشاهده تهدیدات نسبت به منافع موجودیتی و حیاتی است و مجموعه ای از مسایل همچون تجربه جنگ با عراق، ماهیت تهدیدات بعد از حادثه مشكوك 11 سپتامبر و جنگ های اخیر در منطقه، بیانگر چند قاعده اساسی است كه در شكل دهی تفكرات دفاعی جمهوری اسلامی ایران نقش داشته است.
وی همچنین افزود: دولتمردان جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه رسیده اند كه مألفه های تولید قدرت درونی است و برپایه حضور مردم، باورهای دینی و انقلابی شكل می گیرد و پیمان استراتژیك كشورهای منطقه با قدرت های سلطه گر نه تنها موجب تولید قدرت نمی شود بلكه موجب از دست دادن مشروعیت سیاسی و اقتدار خواهد شد و در مقابل قدرت های سلطه گر با تكیه بر قدرت باید ایستادگی و مقاومت كرد؛ چرا كه قدرت های سلطه گر، هیچ قدرتی را به رسمیت نمی شناسد مگر آن كه به این نتیجه برسند كه هزینه چالش با آن، بیش از منافع آن ها است.
سرلشكر رشید گفت: هر ملتی كه در تولید قدرت و روش استفاده از آن توانمند باشد، به همان میزان در تأمین و پیشبرد اهداف و منافع خود توانمند خواهد بود و آموزه های دینی و تجربه 8 سال دفاع مقدس به ما حكم می كند كه در زمان صلح، برای جنگ آماده باشیم؛ چرا كه هر ملتی كه در زمان صلح برای جنگ آماده نباشد، در صورت وقوع جنگ، هم جنگ را و هم صلح را از دست خواهد داد.
وی تأكید كرد: ما باید قدرت مقابله بازدارنده داشته باشیم، دیپلماسی با پشتوانه قدرت نظامی و سایر مألفه های قدرت و در امتداد قدرت ملت می تواند اهداف و منافع ملت ایران را در برابر قدرت های سلطه گر تأمین كند و در صورت وقوع جنگ باید با پاسخ غافلگیر كننده، كوبنده، با دفاع مردمی و همه جانبه و طولانی مدت دشمن را شكست بدهیم. اكنون در شرایطی هستیم كه اراده جمهوری اسلامی برای پاسخ به هر گونه تهدید و تجاوز برای دشمنان آشكار و اثبات شده است و در هیچ دوره ای قدرت دفاعی ایران تا این اندازه برای دفاع و مقابله به مثل، قوی نبوده است.
در اینجا نگاهی کلی و گذرا به دستاوردهای موشکی و نظامی بعد از
انقلاب داریم . در صورت امکان با نمایش یک عکس از موضوع
۱ . هوا ناو هاورکرافت ( یونس ۶ )

هاورکرافت را مي توان هواپيماي بدون بال و يا نوعي كشتي ناميد كه قادر است در خارج از آب نـيـز حركت كند، چون ساختمان آن به گونه اي طراحي شده است كه مي تواند هم روي آب و هـم روي سطوح صاف خشكي حركت كند. بهترين كاربرد آن روي سطوح صاف آب است. البته امـواج دريـا تـاءثـير چنداني در حركت اين وسيله ندارد. تنها خطر اين است كه اگر روي سطوح ناهموار حركت كند، ممكن است كف آن صدمه ببيند.
سـرعـت (هاوركرافت ها) بسيار بيشتر از كشتي هاست ، چون آن ها براي مقابله با فشار آب ، هيچ نـيـرويـي را مـصـرف نمي كنند، بلكه تنها هوا را مي شكافند و سرعتشان به 120 كيلومتر در سـاعـت مـي رسـد. يـكـي از بـرتـري هـاي هـاوركـرافـت نـسـبـت بـه هـواپـيـمـا قـابـليـت حـمـل بـار آن اسـت. يـك هـاور كـرافـت مـي تـوانـد حـدود 400 مـسـافر و مقدار بسيار زيادي بار حمل كند و هيچ نيازي به فرودگاه يا بندرگاه ندارد.
هواناو یونس 6 که اخیرا خط تولید آن در وزارت دفاع آغاز شده است قابلیت بالایی در رزمایش ها و عملیات های واکنش سریع از خود نشان داده است و تاکنون توانسته است ، ماموریت های امداد و نجات ، گشت زنی و پشتیبانی را در دریا ، رودخانه و مناطق باتلاقی و برفی به خوبی انجام دهد.انجام دهد.
هواناو یونس 6 به طور کاملا بومی و بدست متخصصان هوشمند، خلاق و افتخارآفرین صنایع دریایی وزارت دفاع طراحی و ساخته شده است.
صنایع دریایی وزارت دفاع در فاز نخست می تواند هر سال 20 فروند از این هواناو را تولید و با خدمات پس از فروش در اختیار نیروهای مسلح و دیگر متقاضیان قرار دهند.
موشک ضد اهداف هوایی و زمین به هوای
شاهین

پروژه توليد سامانه پدافندي زمين به هواي «شاهين» يكي از مهمترين و پيچيدهترين پروژههايي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در صنعت دفاعي كشور به ثمر نشسته است.
برد اين سامانه پدافندي پيشرفته بيش از 40 كيلومتر است و قادر است هواپيماها و بالگردهاي دشمن را به صورت هوشمند و با سرعت مافوق صوت، تعقيب و مورد هدف قرار دهد.
نجار، مقاوم بودن در مقابل جنگ الكترونيك، توانايي در رهگيري اهداف سريع و حجم بسيار بالاي تركش در لحظه برخورد با هدف را از ويژگيهاي ديگر اين سامانه برشمرد.
وزارت دفاع اعلام کرده است که اين سامانه نقش بسزايي در تقويت دفاع منطقه اي و نقطهاي دارد كه امروزه به عنوان روشي مدرن در دفاع از حريم هوايي مطرح ميباشد و نيروهاي مسلح كشورمان را در اين حوزه توانمند ميكند.
توليد اين موشك پيچيده و پيشرفته كه از هزاران قطعه تشكيل شده است، به طور بيسابقهاي ناكار آمدي تحريمها عليه ايران را به اثبات رساند.
مشخصات جنگ افزاري :
نام محصول : موشک شاهین
نوع موشک : موشک زمین به هوا
نوع ماموریت : ضد اهداف هوایی و دفاع منطقه ای
برد : ۴۰ کیلومتر موثر
میزان سرعت : ما فوق صوت
كشور سازنده : جمهوري اسلامي ايران
هواپیمای بدون سرنشین ابابیل

از جمله کشورهایی مستعدی که با توجه به نیاز زوز افزون نیروهای مسلح خود در زمینه ساخت هواپیماهای بدون سرنشین گامهای محکمی برداشته است ، جمهوری اسلامی ایران می باشد. امروزه صنایع دفاع ایران انواع هواپیماهای بدون سرنشین پیشرفته مسلح و غیرمسلح مراقبتی را با توجه به نیازهای خود تولید می نماید. در این میان می توان به انواع پهبادهای نوع ، ابابیل ، خانواده مهاجر ۱-۲-۳-۴،خانواده فراز، خانواده صاعقه ۱-۲ ، پهبادهای ثاقب، کی دو و ...می توان نام برد.در این میان از لحاظ اهمیت و کاربرد به یک نوع پیشرفته از انواع پهبادها خواهیم پرداخت که قابلیت اختفاء از دید رادارها هم به آن اضافه گشته است.هواپیمای بدون سرنشین ابابیل با کاربرد مراقبت فعال هوایی ، شناسایی ، جنگ الکترونیکی ، رله ارتباطی ، دیده بانی ، هدف یابی ، هدایت آتش توپخانه ، کنترل نوار مرزی جهت مبارزه با قاچاقچیان ، کنترل ترافیک شهری و عکسبرداری جهت تهیه نقشه های جغرافیایی است . و نیز قابلیت مسلح شدن نیز در این نوع پهباد تعبیه شده است.
اخیرا هواپیمای بدون سرنشین ابابیل در رزمایش پیامبر اعظم (ص) با انجام مانوری بر فراز ناو هواپیما بر وینسنت امریکا به مدت ۲۵ دقیقه بارها بر گرد آن چرخید و انواع نقاط ضعف و قوت آن شناسایی گشت. بعد از ۲۵ دقیقه رادار پیشرفته ناو مذکور متوجه پرواز ابابیل گشت که آن هم به علت کاهش ارتفاع عمدی ابابیل بود ، به هر صورت ۲ هلیکوپتر جنگی و ۲ جنگده از ناو برخاستند اما هرگز موفق به انهدام ابابیل نشدند. ابابیل به سلامت به محل مورد نظر هدایت و نشانده شد. و اطلاعات و تصاویر بسیار مهمی نیز با خود به دست آورد که فیلم آن نیز در اینترنت ، خبرگزاری ها و رسانه ها موجود است. مقامات پنتاگون از اینکه متوجه حضور ابابیل نشده اند بسیار شگفت زده و البته وحشت زده شدند. از آن به بعد دنیا نام ابابیل را به خاطر سپرد.
از ویژگیهای ابابیل وجود دوربين پيشرفته كيفيت بالا با عملكرد دوراني آن است که امکان عکسبرداری و فیلم برداری در تمام جهات را می دهد.که اگر زمانی ارتباط زمینی با ابابیل قطع شود سیستم نرم افزاری آن به گونه ای طراحی شده است که پس از انجام عملیات به ایستگاه کنترل زمینی باز می گردد. همچنین از یک سيستم هاي نقشه برداري از عوارض زمين و سيستم انتخاب اهداف مشخص اتوماتيك برخوردار می باشد. این پهباد دارای یک سنسور تبديل سيگنالهاي ارتباطي به صورت رمز جهت حفاظت اطلاعات الکتزونیکی در صورت ردیابی می باشد.
ابابیل امروز از پیشرفته ترین هواپیماهای بدون سرنشین عملیاتی دنیاست.
مشخصات:
نام : سامانه پرنده مراقبتی ابابیل
طول بال بزرگ : ۴.۵ متر
طول بال کوچک :۲ متر
مدت زمان پرواز :۸ ساعت
وزن : ۳۸۵ كيلوگرم
جنگ افزار : دارابودن ۲ جايگاه حمل مهمات
جنس مواد:كامپوزيت + فلز
طول بدنه:۵ متر
حداكثر سرعت:۱۶۰ كيلومتر
ارتفاع پرواز:۱۰۰۰۰ پا
قدرت موتور:۳۰ اسب بخار
برد ارتباط ديجيتالي داده ها:200 كيلومتر
.......ابابیل ، داراي ايستگاه كنترل زمينیست و از روي سكو پرتاب ميشود.......
در آینده ایی نزدیک باز هم از این دستاوردهای بزرگ ایرانیان عزیز را
در این وبلاگ قرار خواهم داد .
آنچه كه در اين گزارش به آن مي پردازيم موضوع استفاده از شيوه هاي تبليغي و جنگ رواني و پروپاگانداي آمريكا در طي سه دهه گذشته بر عليه انقلاب اسلامي است.

تا زنده ایم رزمنده ایم .
رهسپاریم با ولایت تا شهادت
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 1357 مهمترين تحول سياسي در تاريخ معاصر خاورميانه و جهان اسلام به شمار مي رود. پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) موجب سقوط نظام ستمشاهي گرديد و معادلات سياسي بين المللي و منطقه اي و داخلي را بر هم زد و مطامع آمريكا در ايران و منطقه شديدا مورد تهديد قرار گرفت، در نتيجه سياست خارجي آمريكا در سه حوزه استراتژيك نظام بين الملل، نظام منطقه اي خاورميانه و حوزه جغرافياي سياسي ايران، دچار فروريختگي شد.
پس از انقلاب اسلامي لحظات حساسي براي آمريكا بود تا با شيوه ها و تكنيك ها و حتي تغيير استراتژي بتواند قدرت و نفوذ گذشته خود را باز يابد به همين خاطر با تبديل سفارتخانه به لانه جاسوسي و توطئه آفريني عليه نظام نوپا و ارتباط گيري با مخالفين انقلاب فعاليت هاي خود را شروع كرد و همين موضوع گزارش ماست. اما آنچه كه در اين گزارش بايد به آن بپردازيم موضوع استفاده از شيوه هاي تبليغي و جنگ رواني و پروپاگانداي آمريكا در طي سه دهه گذشته است كه البته بيان اين توطئه ها فرصت زيادي را مي طلبد كه در حال حاضر امكان آن وجود ندارد.
اما در چند محور تنها به صورت كلي برخي از اهداف و شيوه هاي عملكردي آمريكا در مايوس كردن مردم از انقلاب آورده مي شود كه عبارتند از: جنگ رواني در جنگ نظامي، القاي ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي، تشديد مهار و تغيير از درون، استفاده از دوم خرداد، حمايت از مطبوعات وابسته، اتهام زني در خصوص مسايل هسته اي.
¤ جنگ رواني در جنگ نظامي
تهاجم نظامي عراق بزرگترين شوك رواني بود كه آمريكا در ابتداي پيروزي انقلاب به آن وارد كرد و آمريكا كوشيد با حمايت سياسي، نظامي، اقتصادي و تبليغاتي خود صدام را به حمله به كشور همسايه خود كه چهار سال قبل از آن با آن قرارداد الجزاير (1975) را امضا كرده بود تشويق وتهييج كند، تا به اهداف خود در زمينه هاي گوناگون دست يابد. اهم اقدامات رواني و تبليغي و حتي نظامي صورت گرفته در جنگ تحميلي به شرح ذيل مي باشد:
1-تشويق و تهييج صدام به آغاز جنگ با ايران
2-ارائه اطلاعات نظامي از طريق ماهواره ها به عراق
3-ممانعت از تصميم گيري سازمانهاي بين المللي در متوقف كردن جنگ
4-تشديد جنگ رواني براي دلسرد كردن مردم در مقابله با صدام از طريق رسانه ها و برخي عوامل داخلي
5-ايجاد جو بدبيني بين المللي عليه ايران مبني بر مقصر بودن در جنگ
6-حمايت از جدا شدن قسمتهايي از خاك ايران و الحاق آن به عراق
7-مقابله با كشتي هاي نفت كش ايران و حمله به سكوهاي نفتي براي تضعيف منابع مالي ايران در ادامه دادن دفاع
8-تحريم تسليحاتي و بلوكه كردن دارائي هاي ايران
9-نمايش و توصيف آخرين سلاح هاي اهدايي كشورهاي اروپايي و آمريكا به عراق و برجسته كردن قدرت فوق العاده ارتش صدام و ايجاد ترس و دلهره در مردم ايران
10- نمايش تبليغاتي چهره اي مظلوم از عراق و تشويق كشورهاي عربي براي كمك به او و انسان دوستانه معرفي كردن ياري به صدام
11- حذف نام عراق از فهرست كشورهاي حامي تروريسم همزمان با آغاز جنگ
12- مشروع جلوه دادن حمله عراق و نامشروع جلوه دادن دفاع ايران در رسانه ها
13- انعكاس گسترده انتقادات برخي از گروه هاي كم تعداد داخلي از جنگ با عنوان مخالفت مردم ايران
¤ تشديد مهار و تغيير از درون
بعد از حمله عراق به كويت و جنگ دوم خليج فارس كه طي آن معادلات قدرت در منطقه به كلي دگرگون گرديد و ايران به عنوان طرف پيروز جنگ تحميلي و قدرت مسلط منطقه خليج فارس نمودار شد، آمريكا با درس گيري از تجربيات گذشته و شكست استراتژي هاي سابق، سياست جديدي را تحت عنوان "سياست مهار دوگانه " با شعار تشديد مهار و كنترل ايران و تسلط بر حوادث منطقه در دستور كار خود قرار داد.اين طرح كه در پايان دوران رياست جمهوري جرج بوش توسط استراتژيست هاي صهيونيست آمريكايي از جمله مارتين ايندايك معاون صهيونيست وزيرخارجه وقت آمريكا تهيه شده بود با روي كارآمدن كلينتون، به عنوان استراتژي ملت دولت آمريكا در برخورد با ايران، به اجرا درآمد. استراتژي مهار دوگانه چند هدف اساسي را دنبال مي كرد كه عبارت بودند از:
- محاصره سياسي : نظامي ايران و ايجاد نوعي ديوار آهنين در اطراف آن
- اخلال در مناسبات سياسي ايران با ساير كشورها به ويژه همسايگان و كشورهاي اروپايي
- تشديد محاصره و تحريم اقتصادي
- تضعيف و تخريب بنيادهاي فكري، فرهنگي و اخلاقي ملت ايران
- ايجاد فاصله بين مردم و حكومت و نشان دادن ناكارآمدي حكومت ديني
همچنين در تابستان 1374 در هامبورگ آلمان جلسه اي تشكيل مي شود كه "اجلاس همبستگي " يا "كميته همبستگي " نام گرفت. در آن جلسه كه سركردگان تمام جريان هاي ضد انقلاب ايراني (به جز منافقين كه همواره در خواب و خيال قيام مسلحانه بوده اند!) تحت اشراف آمريكايي ها جمع مي شوند، جمع بندي تحقيقات و مطالعات سرويس هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا طي چند محور به عنوان دلايل پيروزي و بقاي جمهوري اسلامي و شكست اقدامات گذشته آنان مطرح و استراتژي جديد براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران به آنان اعلام مي شود. در اين اجلاس، عامل پيروزي جمهوري اسلامي ايران را در حوادث گذشته، وجود ايمان و اعتقادات مذهبي در مردم، رهبري ديني (ولايت فقيه) و پيوند بين مردم و حكومت در ايران دانستند و گفته شد تا اين عوامل موجود باشند نمي توان نظام جمهوري اسلامي را در ايران از پاي درآورد. همچنين گردانندگان اجلاس دو دليل عمده را براي شكست هاي سابق ذكر مي كنند. دليل اول آنكه آنها در اقداماتشان براي براندازي، نه تنها هماهنگ و منسجم عمل نكرده اند بلكه گاه در تعارض با هم قرار داشته اند و اين يكي از دلايل شكست آنان بوده است. دليل دوم كه بسيار مهمتر بوده است اينكه استراتژي هاي گذشته آنان اساسا اشتباه بوده و هيچكدام به نتيجه نرسيده اند، لذا بايد استراتژي ديگري را اتخاذ كنند، استراتژي اي كه در مناطقي از دنيا پياده شده و به نتيجه رسيده بود. در آنجا به تجربه آمريكا در برخورد با دولت انقلابي نيكاراگوئه و همچنين شوروي سابق اشاره كردند كه هر دو مورد نيز به براندازي و فروپاشي آنها منجر شده بود و خلاصه اين استراتژي آن بود كه به جاي نشستن در خارج و برخورد مستقيم و قهرآميز بانظام جمهوري اسلامي و دشمني علني با آن، مي بايست نيروهاي خود را به داخل كشور و به درون حاكميت نفوذ بدهند و با در اختيار گرفتن ابزار و رسانه هاي فرهنگي به اتكاي ضعف ها و نارسايي هاي موجود در كشور به تدريج و با حوصله، اعتقادات ديني و گرايشات انقلاب مردم را تضعيف كنند، بين مردم و حكومت فاصله ايجاد كنند و مردم را نسبت به كارآمدي رهبري و نظام ديني دچار ترديد كنند و در طي زمان با استفاده از افكار عمومي و به كمك عوامل خود در درون نظام، حكومت ديني را تغيير داده و به خيال خود يك حكومت لائيك طرفدار غرب در ايران به وجود آورند! خود آنها به اين حركت نام "استراتژي بزرگ "! يا "استراتژي تغيير از درون " اطلاق كردند. در اين اجلاس فهرستي از اقدامات سلبي و اقدامات ايجابي در چارچوب برنامه هاي ياد شده مطرح شد كه از جمله اقدامات سلبي يكي متهم كردن نظام به ديكتاتوري و نبود آزادي در ايران بود كه از نيمه دوم سال 1374 دقيقا تمامي نشريات ضد انقلاب خارج نشين، رسانه هاي غربي و جريان ها و افراد مختلف ضد انقلاب در خارج و داخل، اين محور را در دستور كار تبليغاتي خود قرار مي دهند. محور دوم از اقدامات سلبي مقابله با اصل ولايت فقيه و ناكارآمد نشان دادن نظام ولايت فقيه براي اداره كشور بود كه دقيقا برخوردها با ولايت فقيه از اين سال اوج مي گيرد و به عنوان اقدامات ايجابي، تحقق شعار "دموكراسي " تشكيل "جامعه مدني " در دستور كار آنها قرار گرفت. استراتژي جديد در آن تاريخ به تمام جريان هاي ضد انقلاب ايراني ابلاغ گرديد و اقدامات عملي از آن پس آغاز شد. عناصر ضد انقلاب و فراري يكي پس از ديگري تحت عناوين مختلف وارد كشور شدند و به جريان هاي دگرانديش داخل كشور و برخي عناصر درون نظام متصل شدند و به نفوذ به ويژه در بخش هاي فرهنگي و رسانه اي پرداخته و مجوزهاي زيادي براي انتشار نشريه، ابتدا تحت عناوين عمومي و سپس با جهت گيري هاي مستقيم فرهنگي و سياسي به دست آوردند. در همين سالها بود كه در كنگره آمريكا پشتيباني از اپوزيسيون و جريان فرهنگي در داخل كشور ايران به بحث گذاشته شد و براي جريان براندازي فرهنگي در آن موقع 20 ميليون دلار تصويب كردند. سازمان سيا و سازمان هاي جاسوسي و بنگاه هاي عظيم رسانه اي غرب از اين حركت حمايت كردند. اسناد زيادي وجود دارد كه نشان مي دهد آمريكايي ها به اقدام فرهنگي و تغيير فرهنگ جامعه ايران به منظور رسيدن به هدف هاي خود چه ميزان اميد بسته بودند. يكي از سياست مداران آمريكايي اظهار داشت: "اگر طرح مهار دو جانبه نتواند ايران را دچار مشكل بكند، برنامه هاي تلويزيوني MTV و امثال آن مي تواند ساختار ذهني و فكري مردم ايران را متحول سازد و زمينه را براي بازگشت آمريكا فراهم كند! " و اين چيزي بود كه از سوي مقام معظم رهبري در همان سالها به عنوان تهاجم و شبيخون فرهنگي ناميده شد و همه مردم ايران و مسئولان به خصوص مسئولان فرهنگي را به رويارويي با اين هجوم و جنگ جديد فراخواندند. اين استراتژي تا دوم خرداد 1376 ادامه داشت و روز به روز دامنه اقدامات دشمن وسيع تر مي شد و مع الاسف كارگزاران حكومتي و به خصوص دستگاه هاي مسئول فرهنگي كشور به رغم هشدارهاي مكرر مقام معظم رهبري، گرفتار ذهنيات خود بودند و ابعاد اين توطئه خطرناك را درك نكردند و بعضا خود زمينه ساز و آلت دست آن شدند.

¤ استفاده از دوم خرداد
دوم خرداد 76 و انتخاب سيدمحمد خاتمي در هفتمين انتخابات رياست جمهوري باعث شد كه مسئولان آمريكايي يك بسته از درخواست ها و مطالبات خود را با دادن وعده هاي جذاب اما كوچك با سر و صداي تبليغاتي در فضاي سياسي كشور پراكنده سازند.
روزنامه واشنگتن پست به نقل از مقامات آمريكا در 8 خرداد 76، يك هفته پس از انتخاب آقاي خاتمي فهرست 10 اقدام اساسي براي ايران جهت نزديكي به آمريكا را مطرح كرد كه عبارت بودند از: 1- در كابينه جديد كساني سيستمهاي وزارت كشور و وزارت دفاع را احراز كنند كه با آمريكا و غرب نظر مخالفي نداشته باشند. 2- حكم قتل سلمان رشدي باطل شود 3- لشكر قدس منحل گردد 4- اجازه استرداد دو متهم كه از سوي مقامات سوئيس به خاطر كاظم رجوي حكم پيگيري آنان صادر گرديده است، داده شود 5- به توليد سلاح هاي كشتارجمعي خاتمه داده شود 6- خاتمه دادن به دخالت در امور ساير كشورها به ويژه در خاورميانه 7- پايان دادن به مخالفت با روند صلح (به رسميت شناختن اسرائيل) 8- آزادي مطبوعات، مجلس، مذهب و حكومت قانون 9- تساوي حقوق زن و مرد در زمينه هاي سياسي اجتماعي و فرهنگي 10- آزادگذاشتن زنها در انتخاب لباس و شغل!
در اين حال كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا پيشنهاد سه ماده اي را در 23 مرداد مبني بر: 1پذيرش مذاكرات انتقادي ميان تهران و واشنگتن 2- پذيرش روند صلح خاورميانه 3- مذاكرات مستقيم ايران و آمريكا را به صورت واسطه براي رئيس جمهور ايران فرستاد. خاتمي هم در مصاحبه اي با سي ان ان در 18 دي 76 اول از احساس ملت بزرگ آمريكا به خاطر گروگانگيري (لانه جاسوسي) اظهار تاسف كرد و گفت در بحبوحه شور انقلابي بوده است، از آتش زدن پرچم آمريكا هم اظهار شرمندگي كرد و سخنگوي وزارت امورخارجه در 19 دي از اين لحن آقاي خاتمي استقبال كرد.
مادلين آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا هم گفت: هيچ گونه ترديدي وجود ندارد كه انتخاب آقاي خاتمي به رياست جمهوري موجب وسوسه و تحريك ما براي نزديكي به ايران شده است.
اظهار خرسندي اصلاح طلبان از خرسندي آمريكا از انتخابشان تا آن اندازه بود كه بدون تاييد آمريكا شايد ايراني وجود نداشته باشد. به خاطر همين بود كه عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در پاريس در تاريخ 8 فروردين 77 اظهار خرسندي مي كند كه آمريكا كشور ما را به رسميت شناخته است و گفت: اظهارات رئيس جمهور آمريكا در مورد عيد فطر و عيد نوروز و بيان اينكه طرح داماتو قابليت اجرايي ندارد به نظرم همگي نشانگر آن است كه دولت آمريكا در حال تجديد نظر در برخي مواضع خود است. آنچه اهميت دارد آن است كه آمريكا ملت و كشور ما را به رسميت شناخته و در صدد تضعيف آن نيست!
اما آمريكا بعد از روي كارآمدن خاتمي هر چقدر، عقب نشيني بيشتري از ايران مي ديد درنده تر مي شد. تهاجمات رواني و تبليغاتي بيشتري عليه كشور ما انجام مي داد كه برخي از آنها عبارتند از:
1-دولت آمريكا تضعيف سرمايه گذاري شركت هاي خارجي در صنعت نفت و گاز ايران را از 40 ميليون دلار به 20 ميليون دلار تقليل داد (18 مرداد 76)
2-آمريكا قانون تحريم ايران را در مورد كنسرسيوم فرانسوي، روسي و مالزيايي به اجرا گذاشت (8 مهر 76)
3-سه تن از اعضاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) پس از گفت وگو با كلينتون رئيس جمهور آمريكا با وي سر ميز نشستند و رسميت بيشتري يافتند (13 آبان 76)
4-يكصد تن از نمايندگان مجلس آمريكا طرحي تحت عنوان حفاظت در برابر تهديد موشكي ايران را به مجلس تقديم كردند با 300 ميليون دلار بودجه (10 بهمن 76)
5-ژنرال برونت كرافت مستشار سابق آمريكا: شعار ملت ايران در مورد اينكه آمريكا شيطان بزرگ است بايد برچيده شود.
6-جورج شولتز وزير خارجه سابق آمريكا: تهران طرفي ستيزه گر و حامي تروريسم است.
7-شليك دو موشك در 7 آذر و 5 بهمن به خاك ايران.
8-آمريكا دو شركت كانادايي و انگليسي را به خاطر قرارداد نفتي با ايران تهديد به تحريم كرد (1 اسفند 77)
9-ويليام كوهن وزير دفاع آمريكا قرار داد پيمان مشترك نظامي با كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس را براي مقابله نظامي با ايران امضا كرد.
10- وزارت امورخارجه آمريكا در گزارشي ايران و شش كشور ديگر جهان را متهم كرد كه از تروريسم حمايت مي كند (12 ارديبهشت 78)
11- كلينتون رئيس جمهور آمريكا مجازات هاي اقتصادي و مالي آن كشور عليه ايران را تمديد كرد و گفت: بحران ميان دو كشور هنوز به طور كامل حل نشده است (18 آبان 78)
نگاهي به سه دهه جنگ رواني عليه انقلاب اسلامي ايران
12- آلبرايت وزير امورخارجه آمريكا: ايران و چند كشور ديگر سزاوار تحريم ها و مجازات هاي بيشتري هستند ولي چون اين كشورها از پيش در ليست سياه وزارت خارجه آمريكا قرار دارند و مورد تحريم هستند، تحريم هاي بيشتر عليه آنان اعمال نخواهد شد (3 دي 78)
13- ريكر سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا: با تمام قوا براي جلوگيري از سرمايه گذاري در ايران تلاش خواهيم كرد، ايران و ليبي را تحريم كرده ايم؛ ايران به خاطر حمايت از تروريسم مورد غضب است (6 دي 77)
14- سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا: سياست واشنگتن، مخالفت با اعطاي اعتبارات نهادهاي بين المللي به ايران است (5 بهمن 78)
15- مجلس نمايندگان آمريكا با 420 نماينده به اتفاق آرا طرح مجلس سناي آمريكا را مبني بر تحريم كشورهايي كه با ايران همكاري تسليحاتي دارند تصويب كرد (12 اسفند 78)
۱۶- رئيس جمهور آمريكا تحريم نفتي سال 1995 را كه به موجب آن شركت هاي نفتي اين كشور اجازه بستن قرارداد و همكاري هاي نفتي با ايران را ندارند، تمديد كرد. بيل كلينتون در نامه اش به نمايندگان آمريكا نوشت: سياست ها و اعمال ايران همچنان تهديد كننده منافع ملي، سياست خارجي و اقتصادي آمريكا است، لذا تحريم نفتي ايران بايد تمديد شود (24 اسفند 79)
17- آلبرايت وزير امور خارجه آمريكا در شوراي ايرانيان مقيم آمريكا، ايران را متهم به سركوبگري در داخل، حمايت از تروريسم، آزارمذهبي عليه بهائيان و دستگيري 13 جاسوس يهودي كرد (14 فروردين 79)
18- آلبرايت: كنگره آمريكا در حال تهيه طرحي براي مصادره دارايي هاي ايران به عنوان غرامت خسارت هاي خود مي باشد (14 فروردين 79)
19- ايرانيان تبعيدي در آمريكا با بودجه دولت آمريكا يك شبكه ماهواره اي 24 ساعته "تلويزيون ملي ايران " براي براندازي ايران راه اندازي كردند (20 فروردين 79)
20- جيمز روبين سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا: آمريكا بر چند نهاد ايراني و كره شمالي تحريم هايي را اعمال خواهد كرد. آمريكا وزارت دفاع و سازمان پشتيباني نيروهاي مسلح، سازمان صنايع هوانوردي، گروه صنعتي شهيد همت و گروه صنعتي صنام را در ايران مشمول اعمال تحريم هاي جديدي خواهد كرد (28 فروردين 79)
21- دخالت در امور داخلي ايران در هنگام محاكمه 13 جاسوس يهودي و توقيف برخي نشريات زنجيره اي.
جيمز روبين گفت: از مقامات ايراني مي خواهيم به آزادي مطبوعات احترام بگذارند. ال گور معاون رئيس جمهور آمريكا هم گفت: محاكمه جاسوسان همانند توقيف روزنامه ها در جهت متوقف كردن اصلاحات است ما اين محاكمات را با قاطعيت محكوم مي كنيم (3 خرداد 79)
موارد فوق نمونه هاي متعددي از جنگ رواني و سياسي است كه فقط در طول سه سال از دوران اصلاحات ايران و در زمان دموكرات هاي آمريكا صورت گرفته است و عليرغم عقب نشيني و تجديدنظرهاي دولت ايران در مسائل سياسي فرهنگي و سياست خارجي؛ آمريكا همچنان چماق خود را روز به روز بزرگتر كرده است.
¤ حمايت از مطبوعات و جريان هاي وابسته
آمريكا در سال 2001 همزمان با دهه سوم انقلاب گزارش 99 صفحه اي در انستيتو استراتژيك وابسته به دانشگاه جنگ نيروي زميني آمريكا براي براندازي جمهوري اسلامي ايران را ارائه داد و كليد زد:
تا جمهوري اسلامي در ايران پابرجاست، خطرات همچنان از ناحيه اسلام و نگرش هاي ضدآمريكا پيش روي ما خواهد بود. ابزارهاي سنتي مبارزه با ايران دواي اصلي مشكلات آمريكا خواهد بود. آمريكا بايد فرهنگ اسلامي در جامعه ايران را دگرگون كند و ولايت فقيه را بي اعتبار و حذف كند. از طريق ايجاد گروه هاي اصلاح طلب طرفدار دموكراسي... روشنفكران ضد حكومت ديني بايد تقويت گردند. مبارزه اقتصادي و نظامي عليه رژيم ايران، در نهايت با شكست مواجه خواهد شد، مگر اين كه از اهرم هاي فرهنگي نيز استفاده كامل شود. در اين راستا آزادي و دموكراسي با تلقي آمريكايي، كالاهاي مهمي است كه بايد به جوانان ايراني فروخته شود... ما بايد وسايل ارتباط جمعي خود را ايجاد كنيم. در نوامبر 1997 كنگره مبلغ چهارميليون دلار براي ايجاد راديو ايران آزاد اختصاص داده است كه زير مجموعه راديو اروپايي آزاد و راديو آزادي است. مخاطبين آمريكا بايد 30 ميليون جوان ايراني باشند كه از زمان انقلاب تاكنون به دنيا آمده اند...
آمريكا مي تواند با پخش برنامه ها نقش راهنماي مبارزات و خط دهي به تشكل ها و گروه هاي سياسي را بازي كند. اين طرح تلاش مي كند بين مردم و جمهوري اسلامي ايران فاصله ايجاد كند و در اين راه 30 ميليون جواني كه بعد از انقلاب تاكنون به دنيا آمده اند و ذهنيتي كه از حكومت شاه و مردم آمريكا ندارند، مخاطبين اصلي ما خواهند بود... تا از اين طريق با بهره گيري از اهرم هاي فرهنگي، سياسي و تبليغاتي به دگرگوني در ايران مبادرت كند.
به همين منظور با تقويت مخالفان و گسترش شبكه هاي ماهواره و فارسي زبان گام اول در جهت تخريب فرهنگي و ضربه زدن به ارزش هاي اسلامي و انقلابي را برداشته اند. نشريه نيوزويك در مقاله اي به قلم كريستوفر ديكي مي نويسد: انقلاب جديدي در ايران در حال شكل گيري است. امروز جوانان ايراني به يمن راديوها و ديش هاي ماهواره اي از جهان خارج باخبر و با سوادترند و همه اين عوامل نيرويي را براي يك انقلاب فرهنگي و سياسي تشكيل داده است. برنامه ريزي براي ايجاد و هماهنگي ميان گروه ها و احزاب مخالف قانون اساسي و ضد نظام در داخل كشور از يك طرف و ايجاد هماهنگي ميان طيف هاي مختلف ضد انقلاب در خارج از كشور از طرف ديگر و مرتبط ساختن اين دو جريان به يكديگر و ايجاد نوعي وحدت استراتژيك ميان آنها در دستور كار CIA و موساد قرار گرفت. هدف آنها برنامه ريزي براي اجراي مرحله اول طرح فروپاشي است. روزنامه نيويورك تايمز طي گزارشي فاش ساخته كه سازمان سيا براي فعاليت جبهه نجات ايران به رهبري امنيتي مبلغ پنج ميليون دلار در اختيار وي قرار داده است. نظير اين كمك ها به گروه ها و جريان هاي مخالف نظام بسيار زياد مي باشد. به دنبال اين اقدامات حمايت از نشريات و مطبوعات وابسته جهت ايجاد تشنج و تهييج افكار عمومي به خصوص قشر دانشجو در دستور كار مقامات آمريكايي قرار گرفته است.
رسانه هاي وابسته به آمريكا با ايجاد اغتشاش و بزرگ نمايي آن جو متشنجي را در جامعه به راه انداختند كه نمونه بارز اين اقدام را مي توان حوادث 18 تا 23 تير 1378 نام برد. در زير ديدگاه و نظرات بعضي از مخالفان نظام در خصوص ضرورت گسترش نشريات در جهت ضربه زدن به نظام ذكر مي گردد. براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بايد محافل و فعاليت هاي فرهنگي را تقويت و سازماندهي كرد. هر كس مي تواند نشريه اي بگيرد و از اين تريبون به مبارزه برخيزد. براي مقابله با نظام بهترين روش نوشتن و نشر كتب فرهنگي، علمي و تاريخي است. اين حركت لزوما بايد به صورت منسجم و آرام و تدريجي صورت گيرد "و هرمان ديفندل " سردبير كانون بين المللي نويسندگان اعلام مي كند كه به نظر ما كافي است كه يك سازمان يگانه نويسندگان ايراني را شكل بدهد بدون آنكه نويسندگان عضو الزاما هم نظر باشند. اين شكل يگانه آلترنايتو براي فعاليت فرهنگي است و اگر از دست ما در اين زمينه كاري ساخته است آماده ايم تا همه امكانات و توانمان را در اختيار شما قرار بدهيم، به طور خلاصه مي توان اهداف آمريكا از ترويج و گسترش نشريات وابسته و حمايت مالي از آنان را به شرح زير برشمرد:
تضعيف قانون اساسي، تضعيف نهادهاي امنيتي، قضايي و انتظامي، تطهير دشمنان خارجي و داخلي، تخريب فرهنگ ملي : مذهبي، تهاجم به اسلام و ارزش هاي اعتقادي، اشاعه و ترويج فرهنگ غربي، بي اعتبار كردن شخصيت هاي مستقل و دلسوز، حذف نيروهاي مومن و كارآمد از صحنه با ترور شخصيت، بزرگ نمايي و مطرح ساختن عناصر و جريان هاي مرتبط با آمريكا و اسرائيل، ايجاد چتر حمايتي در عرصه تبليغات براي ضد انقلاب و مخالفان قانون اساسي، قرار دادن دين در برابر آزادي و نفي حكومت مبتني بر مردم سالاري ديني و اشاعه و ترويج فساد و تهاجم فرهنگي و سياسي.
¤ القاي ناكارآمدي جمهوري اسلامي
آمريكا و دستگاه هاي تبليغاتي آن در سه دهه گذشته همواره كوشيده اند تجربه انقلاب اسلامي را ناكارآمد معرفي كنند و با شانتاژ هاي تبليغاتي درصدد بوده اند كه به مردم ايران و آزاديخواهان جهان بگويند كه انقلاب اسلامي نتوانسته است نيازهاي مردم را پاسخ دهد. رسانه هاي غرب درصدد بوده اند كه چنين القا كنند كه دين يك امر عبادي، شخصي و رابطه بنده با خدا است و نبايد از آن انتظار مديريت و حكومت در يك جامعه مدرن را داشت.
برخي محورهاي القايي رسانه هاي غربي از اين قرار است:
1-بزرگ نمايي برخي از كاستي ها و نابساماني ها كه لازمه هر حركت و تحول بنيادين و به خصوص انقلاب اسلامي است.
2-تخطئه كردن نظام اسلامي به دليل نارسايي هايي كه به دست عوامل دشمن به وجود آمده است.
3-ناديده انگاشتن دستاوردهاي عظيم انقلاب به ويژه استقلال سياسي و فرهنگي
4-تعميم عملكرد نامطلوب و غيرقابل دفاع برخي از مديران و مسئولان لغزيده در دام دنياطلبي به كليت انقلاب و مسئولان نظام
5- بالا بردن سطح توقعات مردم و ناراضى كردن آنان از وضعيت موجود و سياه جلوه دادن نظام جمهورى اسلامى در خدمت رسانى به مردم
6- تحليل هاى منحرف كننده و مغالطه آميز از حوادث و رويدادهاى طبيعى و انتساب آن به عملكرد انقلاب مانند؛ سيل، زلزله و حتى خشكسالى
7- مقايسه هاى سطحى و غلط بين ايران اسلامى و برخى كشورهايى كه به صورت فانتزى رشد رفاهى داشته اند بدون در نظر گرفتن حجم فعاليت هاى زيرساختى كه به دست ايرانى ساخته شده است .
8- در مقابل هم قرار دادن فرهنگ ملى و فرهنگ اسلامى و تبليغ عدم همزيستى اين دو
9- تبليغ ايران به عنوان يك كشور منزوى كه توان تامين احتياجات مردم را ندارد و گريزان كردن از انديشه ايرانى گرايى
10- القاى عدم امكان استقلال سياسى، اقتصادى و فرهنگى در شرايطى كه جهان به سمت جهانى شدن و دهكده جهانى به پيش مى رود.
¤ اتهام زني در خصوص فعاليت هاي صلح آميز هسته اي
حادثه انفجار برج هاي دوقلوي آمريكا شرايط بين المللي را براي فعاليت هاي هسته اي ايران بسيار سخت كرد. كاخ سفيد به اين حادثه به عنوان يك فرصت نگاه كرد و با كمك منافقين به پرونده سازي عليه نظام جمهوري اسلامي در زمينه مسائل هسته اي پرداخت. متعاقب مسائل فوق، بوش در سخنراني معروف خود در 10 بهمن 1381 در اجلاس سالانه منظور رفع بدگماني ها
2-به پيش رفتن گام به گام جهت دستيابي به بمب اتم در مسير عراق و استفاده از يك راكتور وارداتي كوچك جهت توليد مقادير آزمايشگاهي پلوتونيوم و به عنوان دومين سوخت اصلي بمب هسته اي، در سلول هاي داغ
3-وارد نمودن هگزا فلورايد اورانيوم در سانتريفيوژهاي گازي بدون اعلام اوليه به آژانس با توجيه توليد 600 مگاوات برق. اين ماده يك عنصر شش بعدي گاز اتم است كه در اثر تركيبات معدني و گاز به وجود مي آيد و به عنوان يك مرحله مهم در غني سازي اورانيوم براي مصارف نظامي به كار مي رود.
4-پرتوافكني بر نمونه هاي فلز بيسموت در راستاي توليد پلوتونيوم 210 كه همراه با بريليوم به عنوان آغازگر در سلاح هاي هسته اي قديمي به كار گرفته مي شود در حالي كه صرفه اقتصادي آن براي استفاده در كاربردهاي غيرنظامي بسيار محدود مي باشد و اين نشانه وجود يك برنامه توليد سلاح هاي هسته اي در مراحل اوليه آن است.
5-مشكوك بودن درخواست اورانيوم غني شده بيشتري از فدراسيون روسيه جهت سوخت راكتورهاي ايران در حالي كه تامين نيازهاي انرژي در ايران از نفت تامين مي شود.
6-وارد نمودن ابهاماتي درباره غني سازي توسط ليزر
7-كشف آثار اورانيوم بسيار غني شده 235 تا 36 درصد در يك كارگاه در ايران فراتر از آنچه براي استفاده در راكتورهاي آب سبك غيرنظامي لازم است (اورانيوم طبيعي براي اين غني سازي مي شود كه غلظت اورانيوم 235 به 3 تا 5 درصد افزايش يابد تا بتوان به عنوان سوخت در راكتورهاي آب سبك استفاده كرد. عموما اورانيوم لازم براي توليد سلاح هاي هسته اي را تا بيش از 90 درصد غني سازي مي كنند با اين حال اورانيومي كه بيش از 20 درصد غني سازي شود در توليد سلاح كاربرد خواهد داشت) برخلاف ادعاي جمهوري اسلامي ايران كه آثار اورانيوم بسيار غني شده را ناشي از آلودگي تجهيزات وارداتي مي داند.
8-آلوده بودن قطعات به انواع متفاوتي از اورانيوم غني شده، در كالاي سانتريفيوژهاي وارداتي و تفاوت نوع آلودگي در قطعات موجود در شركت كالاي الكتريك نطنز
9-سانتريفيوژهاي استفاده شده در ايران از نسل دهه 50 بوده و صددرصد غير اقتصادي است و اگر ايران سوخت هسته اي مي خواهد دليلي ندارد كه برنامه غني سازي غيراقتصادي داشته باشد.
10- كشف طرح هاي فني سانتريفيوژهاي p2 مشابه يافته هاي آژانس در ليبي كه به اطلاع آژانس نرسيده بود.
11- مخفي نمودن و عدم گزارش به آژانس در مورد بسياري از اجزاي چرخه سوخت هسته اي و آزمايش هاي تجزيه پلوتونيوم
12- دستيابي جمهوري اسلامي ايران به سلاح هسته اي در اواخر سال 2005 يا نيمه اول 2006 ميلادي
13- واقع شدن 7 كارگاه در تاسيسات نظامي در مجموع 13 كارگاهي كه در ايران دستگاه هاي گريز از مركز به منظور غني سازي اورانيوم مي سازد.
14- تناقض در اطلاعات ارائه شده در مورد اطلاعات ساخت داخل و يا خريد خارجي دستگاه هاي گريز از مركز p2
15- مشكوك بودن خريد 150 قطعه مغناطيسي و سفارش خريد 4 هزار قطعه مغناطيس دستگاه گريز از مركز p2 از طريق يك شركت خصوصي از واسطه اروپايي كه قاعدتا براي تجهيز 2 هزار دستگاه گريز از مركز p2 كفايت مي كند و همچنين تقاضاي دريافت بيشتر در ازاي قيمت پايين تر تنها پس از 10 روز از ارسال اطلاعيه خود به آژانس
16- ادامه يافتن فعاليت غني سازي اورانيوم در سه مركز خصوصي وابسته به يك مجتمع نظامي : صنعتي در حالي كه ايران رسما تمام فعاليت هاي غني سازي اورانيوم را متوقف كرده است.
17- عدم همكاري كامل، به موقع و فعالانه
18- مشكوك بودن تاخيرهايي كه ايران در فراهم نمودن بازرسي هاي ماه مارس گذشته انجام داده بود.
19- عدم ارائه تصوير كامل از برنامه هاي هسته اي خود در ماه اكتبر
20- تعلق منشأ اورانيوم غني شده كشف شده در شركت كالاي الكتريك در پاييز سال گذشته به روسيه و مربوط به زير دريايي هاي اتمي آن نه پاكستان
همه تهاجمات و دروغ پراكني هاي فوق در حالي صورت گرفته است كه آژانس بين المللي انرژي اتمي 14 گزارش را در مورد صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران منتشر كرده است كه آخرين آن در اول آذر گذشته بود.
*نكته پايانى
پيروزى هاى بى شائبه جمهورى اسلامى ايران اكنون عليرغم دشمنى هاى آمريكا روز به روز گسترده تر و عميق تر مي شود.
گيتس كه اكنون وزارت دفاع دولت اوباما را برعهده دارد در اولين موضعگيري خود از نفوذ فزاينده جمهوري اسلامي ايران در حيات خلوت آمريكا يعني كشورهاي آمريكاي لاتين اظهار نگراني كرد. اين نگراني او در حالي است كه هنگامي كه وي در دهه 90 ميلادي مسئول سازمان سيا بود هر روز به كارمندان سيا گوشزد مي كرد كه ايراني معتدل كسي است كه با گلوله كشته شده باشد و امروز به اين نتيجه رسيده اند كه ايران در حال تكثير است؛ غزه ايراني شده است و با گلوله هم كشته نشد، لبنان رنگ ايراني گرفته است، عراق، سوريه، افغانستان و... شايد تنها جمله اي كه مي توان گفت اين است كه ايران ديگر يك كشور فقط در خاورميانه نيست بلكه انديشه اي است به پهناي جهاني كه ديگر توان خفه كردن وحتي مسدود و محدود كردن آن وجود ندارد و اين با تجربه سه دهه جنگ نظامي و تبليغي كه عليه آن صورت گرفته است حاصل شده.
هر روز بر دستاوردهای علمی . پزشکی و ........................ در جمهوری اسلامی ایران افزوده میشود که ثابت کننده پایبندی به رهبر معظم انقلاب و ادامه دادن راه شهیدان و حانبازان عزیز این مرز و دیار است .
به امید توفیقات و پیروزی های روز افزون جوانان این مرز و بوم
انشاالله

تشکیل بسیج مستضعفین ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره)هوشیاری ودرایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) ازجمله اساس ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی وهدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و باسقوط لانه جاسوسی آمریکا ، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.اسناد بدست امده از لانه جاسوسی واظهارات صریح حکام آمریکایی مردم و رهبران کشور بویزه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی آمریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی ، امری بعید و غیر ممکن نبوده و باتوجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت . براین اساس امام امت در پنجم اذر ماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر ازیک ماه بعد ازانقلاب دوم ، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند.یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیرنیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاورهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی رادر پایگاهای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.
اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضد انقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بوده و ازاین راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید ، قوت گرفت و آز آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده د رجبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس ، حصر آبادان ،فتح المبین ، ثامن الائمه و الفجر 8 وکربلای 5 و....از دستاوردهای عظیم این تشکیل الهی بود.
اگر امروز توفیق این راداشته ایم که کشور اسلامیمان وملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم یه یمن حضور گسترده بسیج بودو لاغیر .
چنان که رهبر فقیدانقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره ) فرموند:
رحمت و برکات خداوندبر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است .
آری رزمنده بسیجی ، ضمن توان رزمی بسیار بالادر نبردنامنظم ، جنگجوی قابلی در دفاع منظم بحساب می آید تاحدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیشرفته را به حرکت در آورد و روبروی دشمن قرارداده ،هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور ، نظام جمهوری اسلامی و همچنیین کمک به مردم به هنگام بروزبلایا وحوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط می باشد.بسیج جایگاهی ملکوتی است . مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها،جایگاه عشق و صفا و صمیمت و دریک کلام ، شهید جبهه هاو قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست . بیش از یک سال از صدور فرمان امام خمینی ( رحمه الله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بودکه رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی ، هجوم همه جانبه خودرا به مهین اسلامی ما آغاز کرد.انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها وتغییر و تحولات آن زمان ، هیچ گونه ، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت . ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی ( رحمه الله علیه ) توانسته بود جایگاه خودراپیدا نماید، در حال خودسازی وتثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود ، فاقد هر گونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود. از آن سو دشمن هم با ارتشی تا بن دندان مسلح و برخوردار از پشتیبانی قدرتهای استعمار گر ، کشور را مورد هجوم قرارداد. دراین اثنا بودکه نقش بسیج به عنوان یک نیروی جوشیده از مردم انقلابی ، در صحنه دفاع مقدس ظهور پیدا کرد .دشمن که سودای فتح سه روزه را در سرمی پروراند، در همان روزهای نخستین با مردمی مواجه شد که با دست خالی به دفاع از کیان مقدس نظام اسلامی خود برخاسته بودند و از ایثار خون خویش دریغ نمی کردند جوانان سلحشوری که به فرمان امام ( رحمه الله علیه ) در پایگاهای مقاومت تحت نام ((بسیجی )) گرد آمده بود و باکوچکترین اشاره ایشان به جبهه های نبردمی رفتند و تاآخرین قطره خون خویش ایستادگی و مقاومت می کردند. درطول هشت سال دفاع ، بسیج آنچنان درخشید که دشمنان اعتراف کردند ((قدرتی در بسیج نهفته است که می تواند با یکایک ارتش های کلاسیک جهانی مقابی کند)) . بسیج علاوه بر حضور در خط مقدم نبرد وظیفه جذب ، آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و اعزام آنها به جبهه های نبرد بر عهده داشت و دراین مدت توانست جمعیت مومن و صاحب ارزشی رااز امت حزب الله ،دردرون بپروراند و پایه ریزی ارتش مردمی رادنبال کند و سرانجام پس ازهشت سال دفاع مقدس ، بسیجیان مظلوم و سلحشور جبهه های توحید به همراه امت شهید پرور ، از این آزمایش الهی سربلند و پیروز بیرون آمدند .
( حکایاتی ازجبهه)
امام راحل این چهره مظلوم را باشایستگی تمام به تصویر کشیده و فرمودند:
شماآئینه مجسم مظلومیت هاو رشادات های این ملت بزرگ ، درصحنه نبرد و تاریخ مصور انقلابید . شما فرزندان دفاع مقدس وپرچمداران عزت مسلمین و سیر حوادث این کشورید.







پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر

بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به این جانب رسیده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود؛ و این جانب با یقین به آن که «مَا النصرُ اِلاّ مِن عندِ الله» از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا را از چنگ گرگان آدمخوار که آلت هایی در دست ابرقدرتان خصوصاً امریکای جهانخوارند، بیرون آورد و ندای «الله اکبر» را در خرمشهر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم که با دست پلید جنایتکاران غرب به خون کشیده شده و خونین شهر نام گرفت، - به اهتزاز در آورد – تشکر می کنم و آنان فوق تشکر امثال من هستند.
آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپا کننده ی عدل الهی در سراسر گیتی روحی لتراب مقدمه الفدا می باشند. آنان به آرم «ما رمیتَ اِذ رمیتَ و لکنَّ الله رَمی» مفتخرند. مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نورچشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی این ابرجنایتکار دهر به تباهی کشیده شدند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی هدیه آوردید و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستاره درخشنده ی پیروزی های آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد و مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران، این چنین فرزندان سلحشور جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه ی جنگ با دشمنان
باطنی و دشمن ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند و هان ای فرزندان قرآن کریم و نیروهای ارتشی، سپاهی، بسیجی، ژاندارمری، شهربانی و کمیته ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هشیار باشید که پیروزی هر چند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند که نصر و فتح در دست اوست غافل نکند و غرور فتح، شما را به خود جلب نکند که این آفتی بزرگ و دامی خطرناک است که با وسوسه ی شیطان به سراغ آدم می آید و برای اولاد آدم تباهی می آورد و من با آن که به همه ی شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، از تذکری که برای مؤمنان نفع دارد باید غفلت نکنم، چنانچه از نصیحت به حکومت های همجوار و منطقه دریغ ندارم و آنان می دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می گویند و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می دهم که اگر از اطاعت بی چون و چرای امریکا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حکم اسلام و قرآن کریم رفتار کنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید و شما بدانید آن قدر که ابرقدرت ها از صدام این نوکر چشم و گوش بسته پشتیبانی کردند، از شماها که قدرت های کوچک و حکومت های ضعیف هستید، پشتیبانی نمی کنند و شما عاقبت این جنایتکار و هم قطار جنایتکارش شاه مخلوع را به عیان دیده اید.
قدرت های بزرگ پیش از آن که از شما استفاده نمایند، از شما طرفداری نمی کنند و شماها را برای منافع خویش به هلاکت می کشند و من نصحیت برادرانه به شما می کنم که کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم، و یقین بدانید که امثال حسنی مبارک مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتکاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند و اگر با نشست های خود بخواهید «طرح کمپ دیوید» یا فهد را که مرده اند، زنده کنید – که ما خطر بزرگ برای کشورهای اسلامی خصوصاً حرمین شریفین می دانیم – اسلام به ما اجازه سکوت نمی دهد و این جانب در پیشگاه مقدس خداوند تکلیف الهی خود را ادا نمودم، اکنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یکتا بلند کرده و برای قوای مسلح اسلام و فداکاران قرآن کریم و میهن عزیز ایران دعا می کنم و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم. سلام و درود بی پایان بر فرماندهان قوای مسلح و بر رزمندگان فداکار و بر ملت دلیر ایران عزیز و سرشار از شادی ها.


پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 و حاكمیت نظام جمهوری اسلامی در ایران وضعیت تازهای را در منطقه و جهان پدید آورد. خروج ایران از زیر سایه بلوك غرب در نظام دو قطبی و اعلام استقلال كامل در نظام بینالمللی و خروج از دایرهوار بستگان امریكا در همسایگی شوروی، محسوسترین تبعات این انقلاب بود. رهایی یك ملت از وابستگی و كسب استقلال و آزادی در مهمترین منطقه نفتخیز جهان - كه دولتهای آن فاقد مشروعیت مردمی بودند
- ارائه ایدئولوژی جدید برای مبارزه با اسرائیل در وضعیتی كه ایدئولوژیهای گذشته ناتوانی خود را برای مقابله با اسرائیل نشان داده بودند، بخشی از عواقب پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود كه نظام بینالملل نمیتوانست در مورد آن بدون واكنش باقی بماند. خصوصاً از امریكا و همپیمانان منطقهای آن در خاورمیانه، بیشترین برخوردها انتظار میرفت.
بروز بحرانهای متعدد و گسترده و پی در پی داخلی، افزایش حضور ناوهای آمریكایی در خلیجفارس و تشكیل ناوگان پنجم دریایی امریكا به منظور پر كردن خلأ قدرت در این منطقه بعد از سقوط ژاندارم منطقه (شاه ایران)، تشكیل "نیروی یك صد و ده هزار نفری واكنش سریع" در ارتش امریكا به منظور حضور سریع در مناطق ویژه، فعالیت جدید نیروهای امریكایی در پایگاههای نظامی كشور تركیه در همسایگی ایران و پذیرش شاه در امریكا، هركدام تهدیدی از سوی امریكا علیه ایران اسلامی محسوب میشد. جدی بودن این تهدیدات به خصوص با حمله امریكا به ایران در صحرای طبس -كه به شكست امریكاییها انجامید ـ و با حمایت از كودتای نوژه - كه در آستانه وقوع كشف گردید - آشكار شد.
از سوی دیگر، حكومت عراق كه امضای قرارداد 1975 الجزایر را تحمیل بر خود میدانست و همواره در پی فرصت بود كه به هر نحو ممكن از عملی شدن آن شانه خالی كند گرایش به سمت غرب را آغاز كرده بود.
مراودات دیپلماتیك جدید سران حكومت عراق با حاكمان عربستان سعودی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بركناری "حسن البكر" رئیس جمهوری عراق و جایگزین شدن صدام حسین به جای وی اندكی پس از پیروزی انقلاب، تیره شدن روابط عراق با سوریه پس از بركناری حسن البكر، تصفیه درونی حزب بعث و اعدام عناصر برجسته حزب كمونیست عراق، همگی نشاندهنده تغییر جهت حزب بعث عراق به سمت غرب بود. در این حال حكومت عراق با اخراج رهبر انقلاب اسلامی ایران از عراق در آبان 1357، همچنین پس از انقلاب ایران با اعدام روحانیان مبارز عراق از جمله آیتالله سید محمد باقر صدر و اخراج ایرانیان مقیم عراق، آموزش و تسلیح گروههای موسوم به خلق عرب در خوزستان دشمنی خود را با انقلاب اسلامی آشكار میساخت.
هدف این اقدامات حكومت عراق، دامن زدن به جنگ سرد علیه ایران اسلامی تلقی میشد. از همان اوایل تشكیل نظام اسلامی در ایران، اوضاع استانهای هم مرز با عراق بحرانی شد و از خوزستان تا آذربایجان غربی دست خوش حوادثی گردید كه گروههای ضدانقلاب داخلی با حمایت عراق و یا عناصر عراقی تبار ایجاد میكردند. ارتش عراق نیز دور از صحنه نبود، بلكه با اقدامات مهندسی منطقه را برای شروع نبردی سنگین آماده میكرد و در این حال با تجاوزات زمینی، هوایی و دریایی و با راه انداختن جنگ روانی علیه ایران، قدرت واكنش قوای ایران را میآزمود و معابر وصولی مناسب را برای آغاز هجوم سراسری شناسایی میكرد.
در مقابل، نظام نوپای جمهوری اسلامی كه هیچ اندیشه فرامرزی به جز صدور فرهنگ انقلاب اسلامی نداشت، در همان روزهای آغازین انقلاب به سرعت از توان نظامی خود كاست، مستشاران نظامی امریكایی را از كشور اخراج كرد، از پیمان نظامی و منطقهای "سنتو" خارج شد، قرارداد خرید زیردریایی و آواكس را با كشورهای آلمان و امریكا لغو كرد، سقف پرسنل ارتش را از پانصد هزار تن به نصف تقلیل داد و دوره خدمت وظیفه را از دو سال به یك سال كاهش داد.
این وضعیت تا گذشت شش ماه پس از انقلاب ادامه داشت، اما پس از بروز چندین بحران در شش ماهه اول انقلاب - كه آخرین آن، بحران بزرگ پاوه بود و پس از این كه امریكاییها شاه را پذیرفتند، اقدامات بازدارنده به مرور آغاز شد. تشكیل سپاه پاسداران و شروع تحول در ارتش و بازسازی آن - كه از همان روزهای اول انقلاب آغاز شده بود - بخشی از این اقدامات بازدارنده محسوب میشد. افزایش خدمت سربازی از 12 ماه به 18 ماه و واگذاری فرماندهی كل قوا به رئیس جمهور وقت - كه افزایش انسجام تشكیلات نظمی را در پی داشت و میتوانست موجب هماهنگی قوای لشكری و كشوری شود - نیز بخش دیگری از اقدامات بازدارنده ایران به شمار میرفت. به موازات این تلاشها، تصرف سفارت خانه امریكا در تهران، بسیاری از برنامههای ضدامنیتی امریكا علیه ایران را فاش كرد و اسناد به دست آمده از آن، ضمن آن كه عوامل داخلی امریكا را كه نقشهای مهمی در تكمیل توطئه امریكا علیه ایران داشتند، افشا كرد، بسیاری از تهدیدات را نیز برطرف كرد. این اقدامات با كشف كودتای نوژه تكمیل گردید.
البته اقدامات بازدارنده ایران در حدی نبود كه مانع از هجوم سراسری ارتش عراق به خاك ایران شود. در این وضعیت، قوای مسلح نوپای ایران با بحرانهای داخلی درگیر بودند.
بحرانهایی كه حتی بخشهایی از استانهای غربی كشور را به میدان جنگهای پارتیزانی تبدیل كرده بود. ارتش و سپاه هر دو برای مقابله با ضدانقلاب مسلح درگیر بودند، امّا مسئولیت اصلی مقابله با جنگ روانی، آشوب، ترور، ارعاب مردم و شهادت عناصر شاخص انقلاب، متوجه سپاه بود و عملاً عمده توان سپاه را به خود مشغول كرده بود و سپاه با گسترش توان خود در سراسر كشور به حفظ امنیت شهرها، روستاها، جادهها و بسیاری از مناطق مرزی میپرداخت. به این ترتیب، در برابر معابر وصولی ارتش عراق كمتر از 20 درصد توان موجود قوای مسلح ایران به كار گرفته شده بود و بقیه در سایر نقاط كشور در حال برقراری نظم و حفظ امنیت بودند.
طراحی كودتای نوژه نیز در ارتش ایران - كه در حال تحول از ارتش شاهنشاهی به ارتش جمهوری اسلامی بود - نقش تخریبی بسیاری داشت و موقعیت ارتش را - كه به علت تدبیر غلط شاه در کوران انقلاب و قرار گرفتن در برابر مردم تضعیف شده بود و میرفت كه با رهبری امام بازسازی شود - مجدداً تضعیف كرد. از سوی دیگر، دشمن در ارزیابی بحرانهای موجود در كشور، دچار اشتباه شده بود و این وضعیت را به عدم ثبات نظام تعبیر میكرد.
به گمان دشمن در صورت یك تهاجم خارجی، نظام جدید ایران دچار گسستگی میشد و فرو میریخت. با این پیشفرض، چند دیدار بین مقامات عالیرتبه عراقی و امریكایی صورت گرفت و پس از هماهنگیهای لازم، عراق در شهریور 1359 تجاوزات خود به ایران را تشدید و چندین نقطه از خاك ایران را اشغال كرد تا ضمن آزمایش توانایی قوای مسلح ایران، واكنش افكار جهانیان را نیز بسنجد.
در مقابل، قوای مسلح جمهوری اسلامی نتوانستند واكنش بازدارنده از خود نشان دهند و افكار عمومی جهانیان نیز در برابر این تجاوزات واكنشی نشان نداد، لذا حكومت عراق پس از آن كه قرارداد 1975 الجزایر را رسماً در تاریخ 27/6/1359 به طور یك جانبه لغو كرد، در تاریخ 31/6/1359 هجوم سراسری خود را به خاك ایران اسلامی آغاز كرد.
نجاوز همه جانبه عراق و اشغال ناقص
در آغاز تجاوز سراسری، توپخانههای عراق به شدت شهرهای مرزی ایران را گلولهباران كردند و هواپیماهای نیروی هوایی ارتش عراق در عمق ایران تا تهران به پرواز درآمدند و به بمباران چندین شهرپرداختند. این اقدام عراق بیش از آن كه اهمیت نظامی داشته باشد، اهمیت روانی داشت، به عبارت دیگر، عراق هجوم سراسری زمینی خود را با جنگ روانی آغاز كرد تا زمینه را برای پیشروی نیروهای پیاده تسهیل كند، لذا پس از هجوم گسترده هوایی و شلیك انبوه آتش توپخانه دشمن، عملیات سراسری زمینی او آغاز شد.
عراق در این هجوم، استراتژی "جنگ پرشدت و كوتاه مدت" را برگزیده بود، امّا بلافاصله پس از هجوم هوایی دشمن، امام خمینی ابتكار عمل در جنگ روانی به دست گرفت، بحران را مهار كرد و در آرامش به دست آمده، مسئولان كشوری و لشكری زمینه منابعی به وجود آورد تدابیر لازم را بیندیشند و اعتماد به نفس مردم نیز تقویت شود و به عنوان نیروی تأخیری وارد میدان شوند. امام با اصلی اعلام كردن جنگ، تأكید بر وحدت ملی، حمایت از فرماندهان نظامی و باز گذاشتن دست فرمانده كل قوا (رئیس جمهوری وقت)، زمینههای لازم را برای برنامهریزی فرماندهان فراهم آورد و استراتژی خودی را با عنوان "سلب آرامش از دشمن" اعلام كردند.
واكنش امام، مردم و نظام، نادرستی پیشفرضهای دشمن را آشكار ساخت و بدین ترتیب استراتژی جنگ سریع و پرشدت به نتیجه مورد نظر حاكمان عراق نرسید. پس از گذشت سه روز از آغاز جنگ، تحلیلگران نظامی اهداف عراق از شروع جنگ را دست نیافتنی دانستند و ارتش این كشور را شكست خورده تلقی كردند. حكومت عراق نیز پس از گذشت شش روز از آغاز جنگ، لحن اولیه خود را تغییر داد و از پایان جنگ سخن به میان آورد.
عراق در هفته اول جنگ، شهرهایی را اشغال كرد كه اغلب كوچك و بعضی در حد یك بخش بودند. بزرگترین شهری كه در هفته اول جنگ به اشغال درآمد قصرشیرین بود. عراق در اشغال شهرها با مشكل روبه رو بود و به جز سومار و موسیان كه وسعتی بیش از یك بخش ندارند، در بقیه شهرها با مقاومت سرسختانه مواجه شد. ارتش عراق در پایان هفته اول دشتهای وسیعی را پشت سر گذاشته بود و تعدادی از شهرها را با دادن تلفات فراوان، تصرف كرده بود؛ امّا در جبهه غرب پشت دروازههای سرپلذهاب و گیلانغرب و در جبهه جنوب پشت دروازههای خرمشهر و اهواز و پشت رودخانه كرخه (در منطقه دزفول) متوقف شده بود. به این ترتیب هدف ارتش عراق هم در جبهه جنوب و هم در جبهه غرب ناقص ماند، لذا پس از پایان هفته اول، استراتژی عراق از "جنگ سریع و پرشدت" به "جنگ بلند مدت و فرسایشی" تبدیل شد. در جبهه غرب، عراق تمایلی به سرمایهگذاری بیشتر نداشت و در جبهه جنوب نیز، هدف خود را از تصرف خوزستان به تصرف خرمشهر و آبادان محدود كرد. از آغاز هفته دوم جنگ، عراق حمله خود را به خرمشهر آغاز كرد و در همان حال، شعار صلح خواهی نیز سر میداد. عراق در صورت موفقیت، میتوانست لااقل با در دست داشتن مناطق مهم، ادعای حاكمیت خود بر اروندرود را به ایران تحمیل كند و بدین ترتیب مطامع تاریخی عراق در خصوص انتقال مرزهایش به ساحل شرقی اروندرود تحقق مییافت.
امّا جنگ در خرمشهر به درازا كشید و نیروهای مدافع شهر كه از مرز تا پلنو هفت روز در مقابل دشمن ایستادگی كرده بودند، در محلههای خرمشهر از پلنو تا پل خرمشهر - آبادان نیز 28 روز تمام جنگیدند، در حالی كه با انسداد جادههای اهوازـ خرمشهر و اهواز - آبادان و ماهشهر - آبادان، كه به ترتیب در تاریخهای 5/7/59،19/7/59 و 23/7/59 مسدود شد، شهر در محاصره كامل قرار داشت.
پس از سقوط خرمشهر، دشمن، تصرف آبادان را هدف قرار داد. چهار روز پس از سقوط خرمشهر نیروهای عراقی با عبور از رود بهمنشیر در منطقه كوی ذوالفقاریه، وارد جزیره آبادان شدند، لیكن با همت مدافعان آبادان، متجاوزان به كلی منهدم شدند. بطوری كه، عراق تا پایان جنگ، دیگر برای عبور از بهمنشیر و ورود به آبادان به استقبال خطر نرفت و سرمایهگذاری جدی نكرد. بنابراین، ارتش عراق در اشغال هدف محدود شده خود نیز ناكام ماند و بخش جنوبی خرمشهر (جنوب كارون) و جزیره آبادان از اشغال دشمن مصون ماند و به این ترتیب با تصرف ناقص اهداف، یك خط پدافندی ناقص و آسیبپذیر به دشمن تحمیل شد.
دو هفته پس از حادثه كوی ذوالفقاریه، عراق برای تصرف مجدد سوسنگرد - كه در تاریخ 1359/7/10 آزاد شده بود - حمله كرد امّا این بار نیز با مقاومت سرسختانه خودی روبه رو شد و پس از 72 ساعت، شكست خورد. بدین ترتیب استراتژی (عملیاتی) "سلب آرامش از دشمن" به نتیجه رسید و ارتش عراق را مجبور به پذیرش وضعیتی آسیبپذیر كرد. در عین حال عراق كه در مقایسه توان نظامی دو كشور، توازن نظامی موجود را به نفع خود میدید، میدید، حاضر به عقبنشینی نبود و میخواست در مذاكرات آتی، مناطق اشغالی را عامل تضمین كسب امتیاز از ایران قرار دهد. پس از اشغال سرزمینهای ایران، چندین بار هیئتهای صلح بین ایران و عراق تردد كردند. سازمان كنفرانس اسلامی و سازمان غیرمتعهدها هركدام هیئتی را مأمور به میانجیگری كرد. همچنین نماینده دبیركل سازمان ملل متحد نیز چند بار به تهران آمد و به بغداد سفر كرد.
تهران هیچگاه راه را به روی فعالیت دیپلماتیك نبست امّا میانجیگران هیچ طرح تضمین شدهای برای آزادی سرزمینهای اشغالی نداشتند، بلكه تنها ایران را به قبول آتشبس توصیه میكردند!
از جمله این طرحها قطعنامه 479 شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 7/7/59 بود که بدون توجه به حقوق ایران خواهان پایان بخشبدن به درگیریها شده بود. در مقابل، ایران كه از موضع ثابتی برخوردار بود و اعلام میكرد كه قبل از هر چیز باید ارتش عراق بدون قید و شرط از سرزمینهای عقبنشینی كند، تنها راه چاره را در اقدام نظامی میدید.
بنبست در جنگ، تحول در استراتژی
مدتی پس از هجوم سراسری ارتش عراق، در چهار چوب استراتژی "آزادسازی سرزمینهای اشغال شده "چهار عملیات گسترده طرحریزی شد كه در صورت موفقیت، نه تنها سرزمینهای اشغالی آزاد میشد و مرزهای بینالمللی در استان خوزستان تأمین میگردید، بلكه دشمن تا حومه بصره تعقیب میشد. امّا ابزار كافی برای اجرای این استراتژی در دست نبود و توان به كار گرفته شده نیازهای عملیاتی را كفایت نمیكرد؛ لذا استراتژی یاد شده به نتیجه نرسید و جنگ با بنبست روبرو شد. فرماندهی جنگ كه برای اجرای این استراتژی میبایست سازمانهای ارتش و سپاه و نیروهای مردمی را به كار گرفت، به جز ارتش، به كارگیری سایر ابزارها را توصیه نمیكرد ضمن، آنكه روشهای به كار گرفته شده نیز كاربرد لازم را نداشتند.
در این اوضاع، بازنگری و ارزیابی عمل كرد گذشته به كوشش برخی از نخبگان نظامی آغاز شد و نیروهای خودی در بستر نبردهای محدود، با روش آزمون و خطا به بررسی پرداختند، لیكن وظیفه اصلی در این راستا متوجه فرمانده كل قوا (رئیس جمهور وقت) بود، امّا وی پس از احساس بنبست، جهت یافتن راهحل نظامی برای جنگ، اقدامی نكرد.
فرمانده كل قوا برای باز كردن گره جنگ تدبیری نداشت و نیز از اندیشه نخبگانی كه اوضاع جنگ را درك میكردند، یاری نمیخواست.
وی پس از ناكامی نبردهای پل نادری، نصر و توكل، پنج ماه فرصت بازنگری داشت، امّا هیچ تدبیر و راه كار جدیدی ارائه نكرد بلكه با روی آوردن به بحرانهای داخلی و نزدیك شدن به سازمانهای مخالف نظام و روی در روی قرار گرفتن با اكثریت مردم، از پشتوانه مردمی و ملی نیز بیبهره شد و ضرورت عزل خود را قطعی كرد، كه در این هنگام رهبری نظام در 2/3/60 وی را از سمت فرمانده كل قوا بر كنار كرد. پس از بركناری رئیس جمهور (بنیصدر) از مقام فرماندهی كل قوا، گروههای مخالف نظام كه با وی همپیمان شده بودند، موقعیت را برای تشدید بحران داخلی مناسب دیدند، بدان امید كه رئیس جمهور همچنان از حمایت مردمی برخوردار است و از این موقعیت آنان نیز بهره خواهند برد.
با اعلام طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس شورای اسلامی در 26/3/60 سازمان مجاهدین خلق (منافقین) - كه از همان روزهای اول انقلاب اقدام به جمعآوری سلاح و تشكیل تیمهای مخفی كرده بود - به حمایت از رئیس جمهور یك راهپیمایی غیرقانونی خشونتبار به راه انداخت. برخلاف تصور سازمان واكنش شدید مردم را نیز برانگیخت. لذا از روز بعد از این واقعه، سازمان كه از قبل آماده ورود به فاز نظامی شده بود، رفتار تشكیلاتی خود را تغییر داد به اقدامات نظامی و مخفیانه روی آورد؛ ترورها و بمبگذاری آغاز شد، بسیاری از مردم عادی مورد سوءقصد مسلحانه قرار گرفتند و نیز بسیاری از مسئولان كشوری از جمله 72 عضو برجسته نظام در انفجار هفتم تیرماه 1360 در مقر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه با تحول در فرماندهی عالی جنگ، میدان مانور پیدا كرده بود و میبایست در صحنه جنگ قابلیتهای خود را به نمایش میگذاشت، ناگزیر شد در گستردهای بسیار بیشتر و با حساسیتی افزونتر از گذشته، برای برقراری امنیت در سطح كشور وارد عمل شود و به عنوان نیروی اصلی پاسدار انقلاب، در كنار نیروهای كمیتههای انقلاب اسلامی و سایر نیروهای امنیتی و اطلاعاتی از جمله اطلاعات نخستوزیری، به حفاظت از اماكن و شخصیتها، شناسایی خانههای تیمی و انهدام تشكیلات منافقین و عناصر آن بپردازد. بنیصدر و رجوی كه هر یك با اتكا به نیروهای یكدیگر، به هم نزدیك شده بودند، به پاریس گریختند و مركزیت سیاسی محاربه با نظام را در خارج كشور مستقر كردند، امّا مركزیت نظامی سازمان كه به رهبری موسی خیابانی در داخل كشور استقرار داشت، به دنبال انهدام پی در پی خانههای تیمی و تشكیلات سازمان، طی یك عملیات سقوط كرد و با كشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی (همسر رجوی)، فرماندهی و رهبری سازمان منافقین در داخل كشور فرو پاشید و سازمان جایگاه خود را به عنوان یك مدعی داخلی به كلی از دست داد و به یك نیروی ایذایی تبدیل گردید.
از سوی دیگر، در همین حال به رغم تشدید بحران داخلی كه نتیجه آن، ناامنی در عقبههای استراتژیك جنگ میبود و شمار فراوانی از نیروهای سپاه و بسیج را معطوف خود میكرد، رهبری نظام بر اصلی نگه داشتن جنگ تاكید میكرد. امام خمینی با اولویتبندی مصالح كشور، اولویت شماره یك را به جنگ اختصاص داد.
در این حال، چنین با برطرف شدن موانع هماهنگی بین سپاه و ارتش، فرصت به كارگیری اندیشههای جدید نظامی كه از اسفندماه 1359 پایهریزی و در نبردهای محدود از جمله عملیات فرمانده كل قوا در21/3/60 آزمایش شده بود، به وجود آمد. علاوه بر این، با رفع موانع برای ورود سپاه به میدان جنگ، زمینه لازم برای جذب نیروهای انقلابی و شكلدهی به این نیروها در قالب سازمان رزم، به وجود آمده بود و ظرفیت به كارگیری نیروهای مردمی ایجاد شد، لذا سپاه میبایست در كنار ایجاد امنیت در كشور و مقابله با جریانی كه مردم، دولت، مجلس و قوه قضاییه را تهدید میكرد، به مسئله جنگ به عنوان اصلیترین مأموریت خود، میپرداخت.
آزادسازی مناطق اشغال شده
در وضعیت جدید مسئولیت سپاه در جنگ بسیار مهم بود و تحول در فرماندهی ارتش كه با فرماندهی سرهنگ علی صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش ایجاد شده بود و هماهنگی فوقالعاده وی و ستادش با سپاه، این مسئولیت را سنگینتر میكرد. تعیین استراتژی جدید نظامی، تعیین مناطق عملیاتی، حفظ ابتكار عمل در نبردها، چگونگی گسترش سپاه برای جذب بیشتر نیروهای مردمی و مقابله اساسی با دشمن و نیز نقش سپاه و ارتش از جمله مواردی بود كه به خوبی پیگیری شد و به سرانجامی مطلوب رسید. سپاه و ارتش مشتركاً در تبیین و اجرای این موارد عمل كردند و در چهار عملیات گسترده در جنوب، محاصره آبادان، اهواز، شوش و دزفول را شكستند و شهرهای بستان و خرمشهر را آزاد كردند و در بسیاری از نقاط خوزستان به مرز دست یافتند، اگرچه پارهای از نقاط چون شلمچه، طلائیه، فكه و دویرج همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در پایان این مرحله كه به مرحله آزادسازی موسوم است، حدود 20% از مناطقی كه در آغاز جنگ اشغال شده بود، از جمله نقاط حساس مرزی یاد شده در جنوب و چندین ارتفاع و شهر مرزی در غرب در اشغال دشمن باقی بود. همچنین تا آن جا كه تأمین مرزها ایجاب میكرد، تعقیب دشمن نیز جزو اهداف استراتژی دوره آزادسازی محسوب میشد، از همین روست كه در عملیات نصر (هویزه) و نیز در عملیات بیتالمقدس (فتح خرمشهر) پیشبینی شده بود كه پس از آزادی خرمشهر، دشمن تا حومه بصره تعقیب شود. امّا در هیچ یك از دو عملیات، عبور از مرز صورت نگرفت.
در صورتی كه اجرای آخرین مرحله عملیات بیتالمقدس تحقق مییافت و دشمن در آن سوی مرز با موفقیت تعقیب میگردید، مسلما در تصمیمگیری برای ادامه و یا پایان جنگ تأثیر مهمی میگذاشت. به عبارت دیگر، در اختیار داشتن قسمتی از شرق بصره كه میتوانست عامل فشار به عراق برای تخلیه سرزمین تحت اشغال مانده باشد، ممكن بود ضرورت ادامه جنگ را منتفی كند.
عبور از مرز برای تعقیب دشمن
در عملیات بیتالمقدس به فتح خرمشهر اكتفا شد و آخرین مرحله آن عملی نگردید، لذا شلمچه در دست دشمن باقی ماند و خرمشهر و آبادان همچنان در معرض تهدید بود. همچنین از فكه تا قصرشیرین نیز، ارتفاعات مرزی همچنان در اشغال بود و شهرهای مرزی یا در اشغال مانده بود، یا زیر دید و تیر نظامیان عراقی قرار داشت.
ارتش عراق كه خسارتهای خود را در دو سال جنگ به سرعت ترمیم كرده بود، پس از فتح خرمشهر بیش از آغاز جنگ نیرو و تجهیزات داشت. ارزیابی روحیه تجاوزگر رهبری عراق به خصوص صدام حسین، نشان میداد كه ارتش عراق همچنان یك تهدید جدی علیه جمهوری اسلامی ایران به حساب میآید. از سوی دیگر، منطق نظامی حكم میكرد در وضعیتی كه برتری با خودی است و دور پیروزی ادامه دارد، جنگ تا دستیابی به موقعیتی مستحكم ادامه یابد، به خصوص كه هیچ ندای میانجیگرانه جدی در جهان شنیده نمیشد. محافل بینالمللی درباره حقوق ایران سكوت كرده بودند و عراق هنوز 2500 كیلومتر مربع از سرزمینهای ایران اسلامی را تحت اشغال داشت و هیچ نشانهای از عقبنشینی سیاسی طرف مغلوب مشاهده نمیشد؛ كوچكترین امتیازی برای ایران در نظر گرفته نشده بود، حتی از محكومیت متجاوز خبری شنیده نمیشد و پرداخت غرامت به ایران به فراموشی سپرده شده بود، لذا برای كسب موقعیت برتر و دستیابی به موفقیتی كه با استفاده از آن، امكان احقاق حقوق ایران میسر باشد، ادامه جنگ ضروری مینمود.
این جمعبندی سران سیاسی و نظامی كشور بود كه در جلساتی با فرمانده كل قوا "امام خمینی" ارائه شد و برجهتگیری اولیه امام مبنی بر لزوم پایان دادن به جنگ، تاثیر گذاشت. بدین ترتیب ضرورت تعقیب دشمن قطعی شد و تعقیب متجاوز تا حصول وضعیتی كه تامین حقوق ایران را مقدور سازد، مبنای تصمیمگیری واقع شد و نقطه عطفی را در روند جنگ به وجود آورد.
تصمیم جدید نیاز به استراتژی جدید داشت. استراتژی جدید با عنوان "تعقیب متجاوز" هدفهای متعددی را دنبال میكرد: آزادی سرزمینهای در اشغال مانده، تأمین مرزهای بینالمللی، انهدام ارتش دشمن تا رفع تهدید آن، واداشتن نظام بینالملل به معرفی و تنبیه آغازگر جنگ و دریافت غرامت جنگی از عراق، هدفهای این استراتژی شناخته میشد. امّا از آن جهت كه امیدی به پیشرفت كار در مجرای دیپلماسی نبود و نشانهای از واقعبینی در نظام بینالمللی دیده نمیشد، خود به خود راهی جز هدف قرار دادن تغییر حكومت عراق باقی نماند؛ زیرا تنها در آن صورت بقیه اهداف و حداقل حقوق حقه و منافع ملی ایران تأمین میشد.
تضمین اجرای این استراتژی، حمایت مردم از ادامه جنگ بود. نقش افكار عمومی كه در گذرگاههای انقلاب اسلامی تعیین كننده بوده است، در اثبات ضرورت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز تاثیرگذار بود.
رهبری نظام كه حفظ مردم در صحنه را در برنامه خویش قرار داده بود و وحدت و یكپارچكی ملی و مردمی را حفظ میكرد، هرگز برای تسریع در چرخه امور از روشهای غیرمردمی و مستبدانه سود نجست، بلكه تنها با تقویت انگیزهها و تأكید بر جنبههای شرعی و تقویت احساس تكلیف در مردم، آنان را به حمایت از جنگ فرا میخواند، لذا با وجود آن كه جامعه ایران جوان بود و سه برابر عراق جمعیت داشت، هرگز در طول جنگ تعداد نیروهای ایرانی در جبهه به تعداد نیروهای عراقی نرسید و هرگز كسی كه از خدمت سربازی روی برگردانده بود و یا منطقه عملیاتی را ترك كرده بود، محاكمه نشد. همچنان كه كسی برای رفتن به جبهه مجبور نگردید.
این روش كه در نظامهای شناخته شده جهان نوعی سوء مدیریت شناخته میشود، در انقلاب اسلامی كه نوع مدیریت آن از نوع مدیریت انبیا است و بیش از هر چیز، انسان پروری در آن اهمیت دارد، روشی كاملا صحیح و پسندیده است، اگرچه در كوتاه مدت سبب از دست رفتن پارهای از موقعیتهای مناسب نیز باشد.
در مقابل، رهبران بغداد با روشهایی كه به كار گرفتند نیروهای فراوانی را در جبهه گرد آوردند، حتی شیعیان عراقی كه دوستداران رهبران روحانی ایران و مردم ایران بودن و نیز عراقیهای ایرانی تبار را هم به جنگ ایران فرستادند و هركس روی از جنگ با ایران بر میگرداند، اعدام میشد و یا خانوادهاش مورد آزار قرار میگرفت.
امّا در ایران در كنار رهبری آموزگارانه امام و در كنار نقش تعیین كننده نیروهای داوطلب مردمی، سازمانهای ارتش، سپاه و بسیج به تفكیك مسئولیت، در نبردهای مشترك و مستقل و درآفند و پدافند تجربههای خود را محك زده در چارچوب استراتژی دوره تعقیب متجاوز، وضعیت رزمی خود را ارتقا میدادند؛ افزایش استعداد تیپهای مستقل ارتش به لشكر، تشكیل سه نیروی سپاه (زمینی، هوایی، دریایی) و نیز اعزامهای بزرگ بسیج، تمامی در این استراتژی قابل تبیین است.
سلب آرامش از دشمن و وارد كردن ضربات سنگین به سازمان ارشت آن - كه به منظور گرفتن فرصت بازسازی و تدبیر از دشمن به اجرا در میآمد - نیز در چارچوب این استراتژی عملی میشد. همچنین اصلی قرار دادن جنگ و پرهیز از سرمایهگذاری در مسائل جانبی، از جمله فرعی كردن مقابله با اسرائیل در لبنان در مقایسه با جنگ تحمیلی و تمركز قوای مسلح در جبهههای جنگ با عراق نیز در جهت تحقق آن استراتژی بود.
سعی در غافلگیر كردن دشمن در سه عامل زمین، زمان و تاكتیك و نیز انتخاب زمین نبرد و تحمیل آن بر دشمن، از جمله موارد دیگری بود كه در اجرای این استراتژی رعایت میشد. كسب تجارب جدید در به كارگیری تجهیزات و تعیین نقش تأثیرگذار برخی تجهیزات در تاكتیكهای ویژه، از جمله نقش شناورها در عملیات خیبر و نقش توپخانه در عملیات والفجر8 نیز با توجه به همان استراتژی قابل تبیین است. كاهش میزان تأثیرگذاری سلاحهای پیشرفته دشمن كه با ادامة جنگ در زمینهای دشوار، دنبال میشد نیز با توجه به آن استراتژی بود.
در استراتژی "تعقیب متجاوز" كه هدف نهایی بصره بود، با وجود تداوم جنگ در سه جبهه شمالی، میانی و جنوبی، جبهه جنوبی منطقه اصلی نبرد بود و دو جبهه دیگر تا پایان زمستان 1365 نقش پشتیبانی داشتند. اولین نبرد بزرگ در استراتژی تعقیب متجاوز، عملیات رمضان در شرق بصره بود كه به سبب عدم انطباق كامل وضعیت خودی با آن استراتژی، با وجود موفقیتهای اولیه، به اهداف خود نرسید. مهمترین نبرد بزرگ بعدی، عملیات خیبر بود كه قابلیتهای قوای مسلح جمهوری اسلامی ایران را آشكار میساخت. در نتیجه این عملیات بود كه بلوك غرب كوشید باب مذكره با ایران را بگشاید، اقداماتی كه با سفر نخستوزیر تركیه به عنوان پیامآور غرب آغاز شد و به سفر مشاور امنیت ملی امریكا (مك فارلین) به ایران منتهی گردید.
گذر از موانع عبور ناپذیر و تصرف مناطق مهم
عبور از رودخانه بسیار عریض اروند و پشت سر گذاردن موانع گسترده آن كه در عملیات مهم والفجر8 به وقوع پیوست و فتح فاو را در پی داشت، خارج از تصور و پیشبینیها بود، به عبارت دیگر، پایان دادن به توقف چند ساله در پشت دیوار بلند موانع دفاعی عراق و رسوخ به آن سوی دیوار، اقدامی بود كه به نظر غیرممكن میرسید، اما عملی گردید. عبور از اروند خروشان بدون داشتند تجهیزات و لوازم پیشرفته دریایی و هوایی علاوه بر آن كه ارتقاء تواناییهای نظامی به نمایش در آمده در عملیات خیبر را اثبات میكرد، نشان میداد كه نیروهای مسلح ایران در ارائه اندیشههای جدید و تدبیرهای تازه در دنیای نظامیگری برای شكستن بنبست جنگ، توانایی لازم را دارند.
تاكتیكهای به كار گرفته شده در این نبرد كه تلفات فوقالعادهای را در 75 روز جنگ به ارتش عراق تحمیل كرد، به تثبیت منطقه تصرف شده انجامید. كوتاه كردن (نسبی) دست عراق از شمال خلیج فارس و همسایه شدن ایران با كویت، امنیت خلیج فارس را متأثر كرده بود، لذا عملیات والفجر8 بسیار مهم تلقی میشد و به نظر میرسید كه ایران با در دست داشتن شبه جزیره فاو، آماده پایان بخشیدن به جنگ باشد، لیكن به رغم ابراز تمایلات قبلی نظام بینالملل برای پایان دادن به جنگ، پس از والفجر8 نه تنها هیچ اقدامی از سوی آنان در این خصوص دیده نشد، بلكه پس از فتح فاو، فرانسه به عنوان كشوری با ادعای ابرقدرتی و نیز تمایل به اردوی غرب و شوروی از اردوی شرق برای تقویت ارتش عراق اقدامات فوقالعادهای را آغاز كردند.
در عین حال، مقامات ایران بار دیگر پای بندی غرب را به مذاكرات محرمانه خود به بوته آزمایش گذاشتند و سال پس از عملیات فتح فاو را سال سرنوشت نامیدند تا بدین وسیله به افكار عمومی تفهیم گردد كه ایران آماده پایان دادن مشروط به جنگ است. بر همین اساس، عملیات كربلای4، عملیات سرنوشتساز نام گرفت، امّا در آستانه اجرای این عملیات، داستان سفر مك فارلین به تهران كه مخفی مانده بود، به وسیله عناصر مشكوك ایرانی و احتمالا مرتبط با اسرائیل، در اختیار یكی از نشریات خارجی قرار گرفت. با پخش اطلاعات این موضوع سری، رهبری نظام كه این مسئله را توطئهای علیه وحدت ملی میداشت، دستور به افشای آن را داد.
با افشای ماجرای مك فارلین، روابط امریكا و عراق تیره شد و شورویها برای پر كردن جای خالی ایجاد شده، در روابط خارجی عراق، به سرعت خود را به این كشور نزدیك كردند و از سوی دیگر به منظور نشان دادن خشم خود به ایران، به دلیل برقراری روابط پنهان با امریكا، بمباران گستردهای را علیه ایران سامان دادند.
در این بین امریكاییها هم كه از تیره شدن روابط خود با عراق نگران بودند و این مسئله را سبب سلب اطمینان دنیای عرب از واشنگتن میدانستند، از سویی از همكاری شوروی با عراق و بمباران شهرهای ایران تشكر كردند و از سوی دیگر، اطلاعات (ماهوارهای و غیره) مربوط به عملیات كربلای4 را در اختیار عراق گذاشتند. ارتش عراق كه از محور اصلی عملیات كربلای4 آگاه شده بود، شب عملیات اصلیترین معبر وصولی را مسدود كرد و در نتیجه، عملیات سرنوشتساز، هم در بعد سیاسی و هم در بعد نظامی ناكام ماند، به همین دلیل نام عملیات كه قبلا پیشبینی شده بود والفجر10 باشد به كربلای4 تغییر یافت.
پیشروی در شرق بصره

وضعیت خطوط درگیری در طول جنگ تحمیلی ۸ ساله
(به تفکیک استان)
رنگ سبز حداکثر پیشروی ایران در طول جنگ
رنگ قرمز حداکثر پیشروی عراق در طول جنگ
عملیات كربلای4 بهرغم ناكامی، نتیجهای مثبت را در پی داشت: طریقه گشودن یكی از گرههای بسته جنگ در شرق بصره را نشان داد. در حالی كه حكومت عراق سرگرم برپایی جشن ناكامی عملیات سرنوشتساز بود و آن را حصادالاكبر (دروی بزرگ) نامیده بود و در حال لشكركشی به سوی فاو بود تا فاو را هم پس بگیرد، عملیات كربلای5 آغاز شد. با طرحریزی و اجرای سریع اجرای عملیات كربلای5 - كه با استفاده از تجارب به دست آمده در عملیات كربلای4 و نیز با بهكارگیری نیروهای آماده و به جا مانده از آن عملیات، انجام شد - موانع شرق بصره كه برای هیچ ارتشی در خاورمیانه قابل عبور نبود، شكسته شد و بصره برای اولین بار و به طور جدی در خطر سقوط قرار گرفت.
غافلگیری دشمن در زمان، زمین و تاكتیك سبب شد مهمترین عملیات در دوره تعقیب متجاوز روی دهد. بزرگی حادثه به قدری بود كه عراقیها ابتدا امریكا را در این قضیه متهم كردند و گمان بردند دریافت اطلاعات عملیات كربلای4 فریبی بیش نبوده، غافل از آن كه شبكههای اطلاعاتی امریكا هم در مورد عملیات كربلای5 غافلگیر شده بودند.
این مسئله كه بار دیگر از توانمندی قوای مسلح ایران حكایت میكرد، دنیای غرب و شرق را به جمعبندی قاطعی رساند: آنان متقاعد شدند كه در صورت نداشتن اتفاق نظر، ایران برنده قطعی جنگ خواهد بود.
در نتیجه اولین توافق بینالمللی بین امریكا و شوروی بر سر پایان جنگ رخ داد و در اولین و آخرین تلاش صلح جدی سازمان ملل متحد برای برقراری صلح، قطعنامه 598 در شورای امنیت این سازمان تصویب شد. این قطعنامه در وضعیتی تصویب شد كه برتری در جنگ با ایران بود، در عین حال نحوه تنظیم مواد آن نشان میداد، صرف نظر از این كه برای اولین بار به برخی واقعیات جنگ توجه شده است، با ابهامات توأم میباشد كه میتواند تامین كننده تمایلات عراق باشد و بی دلیل نبود كه پس از تصویب قطعنامه، عراق بلافاصله پذیرش خود را اعلام كرد، امّا ایران كه نمیتوانست ریسك كند و در وضعیت برتر یك قطعنامه مبهم را بپذیرد، پذیرش آن را به توافق بر سر روش اجرایی آن مشروط كرد، در عین حال برای تحكیم مواضع بینالمللی خود كه در چانهزنیهای بعدی بتواند حداقل امتیازات و حقوق مورد نظرش را استیفا كند، جنگ را ادامه داد.
میدان اصلی جنگ كه تا عملیات كربلای5، در جبهه جنوبی بود، از این پس به جبهه شمالی منتقل شد و از سوی دیگر، با ورود امریكا در خلیج فارس و احساس خطر جمهوری اسلامی از آن ناحیه، برای مدتی میدان اصلی نبرد از زمین به دریا انتقال یافت و مدت چهار ماه این وضعیت ادامه داشت تا آن كه یك آتشبس نسبی اعلام نشده بین ایران و امریكا در خلیجفارس برقرار شد و آنگاه بار دیگر نبردهای زمینی، در رأس جنگ قرار گرفت.
در جبهه شمالی چند عملیات موفق ایران اجرا شد. در طی این مدت، ایران ضمن ادامه عملیات، گفت و گو برای رسیدن به توافق در نحوه اجرای قطعنامه 598 را رها نكرد و در این باره موافقت نسبی دبیركل سازمان ملل متحد را نیز جلب كرده بود و با امیدواری در مورد جلب نظر شورای امنیت پیش میرفت. نامگذاری والفجر10 برای عملیات در منطقه حلبچه نیز خود میتوانست پیامی برای آمادگی ایران برای پایان جنگ باشد، لیكن دنیا با سكوت خود در برابر این پیام، مجوز بمباران شیمیایی حلبچه را به عراق داد و پس از این بمباران نیز اقدام مهمی از كشورهای ثالث دیده نشد.
از سوی دیگر برخی اختلالات و تضاد منافع بین امریكا و شوروی در نحوه پایان جنگ، از جمله حضور بسیار گسترده و دخالت مستقیم نظامی امریكا در خلیج فارس، سبب شد كه شوروی هم نوایی كاملی (نظیر زمان تصویب 598) با دیگر اعضای شورای امنیت نشان ندهد، از این رو ایران در جریان چانهزنی درباره قطعنامه و رسیدن به وضعیت مطلوب، تهدیدها و قطعنامههای تنبیهی بعدی را چندان جدی نمیگرفت و با افزایش حسن ارتباط با شوروی، از این ابرقدرت به منظور گرفتن زمان لازم استفاده میكرد.
پایان جنگ

عراق، پس از شكست در خرمشهر در جریان عملیات بیتالمقدس، در لاك دفاعی فرو رفت و بیش از هر چیز به ایجاد موانع بر سر راه قوای مسلح ایران پرداخت. در همین حال، به مرور اعتبار خود را كه از داست داده بود، بازیابی و ارتش خود را نیز بازسازی میكرد. از سوی دیگر، ایران با پیگیری استراتژی تعقیب متجاوز - كه در حملات پی در پی بروز میكرد - آسیبهای مداومی بر روحیه ارتش عراق وارد میكرد. این مسئله خصوصا در عملیات والفجر8 و سپس در عملیات كربلای5 به اوج خود رسید.
امّا از طرف دیگر، كمكهای مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی و نیز حمایت دیپلماتیك و تبلیغاتی نظام بینالملل از عراق، كمبودهای روانی ارتش این كشور را جبران میكرد، ضمن آن كه به برتری تواناییهای نظامی عراق روز به روز میافزود.
عراق با اتكا به حمایتهای جهانی، علاوه بر تقویت روزافزون قوای زمینی خود، توان نیروی هواییاش را نیز افزایش داد به كمك هواپیماهای پیشرفته، از سال 1362 خلیجفارس را برای ایران ناامن كرد تا با توقف یا كاهش صدور نفت و تقلیل قدرت اقتصادی ایران، توان ادامه جنگ را از آن بگیرد و همزمان دامنه جنگ را گسترش دهد و پای نیروهای فرا منطقهای را به خلیجفارس بكشاند.
ایران در برابر این اقدام چارهای جز مقابله به مثل نداشت. از آن جا كه تنگه هرمز بر روی كشتیهای عراقی مسدود بود و كویت و عربستان سعودی به جای عراق نفت میفروختند و حمل و نقل دریایی انجام میدادند، كشتیهای كویتی و سعودی هدف حمله هواپیماهای ناشناس قرار میگرفتند و این مسئله، دعوت از ابرقدرتها را برای اسكورت نفتكشها را در پی داشت كه از سال 1366 بعد از تصویب قطعنامه 598، اجرای اسكورت شروع شد و دور جدیدی را در جنگ پدید آورد. در جنبهای دیگر، تقویت ناوگان هوایی عراق سبب گردید كه این كشور از سال 1363 دامنه حملات هوایی خود را تا تهران گسترش دهد و چهار سال بمباران شهرهای ایران را تداوم دهد. در این جریان، شوروی، آلمان و برزیل با تقویت یگانهای موشكی عراق، نقش مهمی را در ادامه حملات عراق به شهرهای ایران داشتند.
این مسئله كه بیشتر به منظور كاستن از حمایت مردم و دور كردن آنها از جنگ و ایجاد واكنش در آنان علیه حكومت ایران صورت میگرفت، به رغم آسیب بسیاری كه وارد آورد، واكنش منفی علیه نظام جمهوری اسلامی در پی نداشت. ایران نیز با این كه قدرت آفند نیروی هواییاش تقریباً به صفر رسیده بود، با موشكهایی كه به دست آورده یا بازسازی كرده بود، مقابله به مثل میكرد، لذا این اقدام عراق نیز تأثیر تعیین كنندهای در جهتگیری ایران نداشت.
امّا آنچه نقش تعیین كننده را ایفا میكرد، قوای زمینی ارتش عراق بود كه با وجود تلفات فراوانی كه در 8 سال جنگ به آن وارد شده بود، در روزهای پایانی جنگ پنج برابر رویهای نخست نیرو و لشكر داشت و تعداد ادوات زرهی و هواپیماهایش نیز دو برابر شده بود، این در حالی بود كه شمار نیروهای ایران كمتر از 30% نیروهای عراق بود. در چنین حالتی، عراق در یك سال آخر جنگ از درگیر كردن یگانهای اصلی خود نیز پرهیز كرد و هرگز حاضر نشد برای دفاع از جبهه شمالی خود، آنها را به كار بگیرد.
با چنین وضعیتی و در حالی كه قوای مسلح ایران در منطقه حلبچه درگیر بودند، ارتش عراق به فاو حمله كرد و با استفاده از سلاح شیمیایی و غافلگیری نیروهای خودی، فاو را گرفت و وضعیت جدیدی را پیش آورد. دستیابی به فاو برای عراق كه به جز ضعف روحی نیروها، در همه جنبههای مادی؛ برتری محسوس بر ایران یافته بود، برای ارتش عراق مشكلگشا شد و با آشكار شدن این برتری و نیز با اتكا به سلاحهای غیرمتعارف مناطق از دست داده شلمچه، مجنون و زبیدات، را باز ستاند.
در همین وضعیت، امریكا كه همزمان با حمله عراق به فاو، در حملهای سمبلیك، سكوهای نفتی ایران را هدف گرفته بود تا حمایت خود را از عراق اثبات كند، در تاریخ 1367/4/12 یك هواپیمای مسافربری ایران را برفراز خلیجفارس هدف قرار داد و 290 مسافر را به شهادت رساند. همزمان خبرهایی دال بر تهدید به بمباران شیمیایی و حتی بمباران اتمی شهرهای بزرگ به ایران میرسید و حادثه سقوط هواپیمای مسافربری نیز هشداری برای حملات بعدی معنا میشد. لذا تحزیه و تحلیل اوضاع موجود سبب شد كه در تاریخ 1367/4/27 موافقت ایران با قبول قطعنامه 598 اعلام كند.
به این ترتیب وقتگیری یك ساله ایران برای كسب پیروزی مهم و استراتژیك و قرار گرفتن در موضعی برتر، به نتیجه مطلوب نرسید و نظام بینالملل حاضر نشد به تلاش منطقی و دیپلماتیك ایران روی خوش نشان دهد، بلكه برعكس با تقویت رژیم عراق و موافقت یا به كارگیری گسترده سلاحهای غیر متعارف توسط ارتش آن كشور خطر تضعیف ایران و حتی شكست كامل در جنگ به وجود آمد.
پس از اعلام موافقت ایران با قطعنامه، ارتش عراق مجدداً به خوزستان، ایلام و كرمانشاه هجوم آورد، ضمن آنكه در حمله به كرمانشاه نیروهای منافقین نیز به كار گرفته شد، امّا در پی پیام

